نقش مناطق آزاد در توسعه اقتصاد

مفهوم مناطق آزاد:

            اصطلاح یا مفهوم مبادله آزاد و منطقه مبادله آزاد، مفهومی قدیمی است اما گفتگو درباره شکل نوین آن تنها در چند دهه گذشته فراگیر شده است. نخستین منطقه های آزاد بازرگانی، به مفهوم ابتدائی آن ، در دوران باستان با آغاز مبادلات بازرگانی وسیع ایجاد شد. به عنوان مثال می توان به «دلوس» (Delos) اشاره کرد، جزیره ای کوچک که از جمله جزیره های سیکلاد (Cyclades) است و دولت آتن در فاصله سالهای 315 تا 166 قبل از میلاد اولین مراکز اداره امور بازرگانی را در آن تأسیس کرد.

            در سده های میانی، در اروپا به مردم و شهرها آزادی هایی برای داد و ستد داده شد. این روستاها و یا شهرهایی که آزاد نامیده شده اند از سده یازدهم میلادی به بعد از حکام خود اسنادی دریافت می کردند که به موجب آن از نظر اقتصادی دارای حالتی خود مختار بودند و می توانستند به شکل آزاد داد و ستد کنند از این نمونه شهرها می توان بندر «هامبورگ» را نام برد.

            نخستین عامل محرک در پیشرفت بازرگانی بین المللی و رونق مناطق آزاد، تصویب قطعنامه سازمان ملل متحد در سال 1967 بود که نشان می داد کشورهای در حال توسعه برای رشد اقتصادی به جای جایگزینی واردات به گسترش صادرات روی آورده اند.

            بنا به تعاریف بین المللی، «منطقه آزاد» محدوده حراست شده بندری یا غیر بندری است که از شمول مقررات جاری عمومی کشور متبوع خارج است و با استفاده از مزایایی مانند بخشودگی مالیاتی و عوارض گمرکی و معافیت از مقررات ویژه صادرات و واردات، با جذب سرمایه خارجی و جذب تکنولوژی مدرن، امکانات کسب درآمدهای ارزی را فراهم می آورد.

            مناطق آزاد مناطقی هستند که بنابر خصوصیات طبیعی خود ( مانند قرارداشتن در شاهراه های تجاری، حوزه های ارتباطی- اقتصادی متراکم) ، دارای قابلیت های بالقوه بااهمیتی می باشند. در این مناطق دخالت پاره ای از نهادهای رسمی سرزمین اصلی (عمدتا" گمرگ و نهادهای اقتصادی ) به حداقل می رسد تا بتوان جذب سرمایه، اعم از سرمایه های بانکی، تجاری، توریستی یا صنعتی را به حداکثر ممکن رساند.

            تجربه تاریخی نشان می دهد که این مناطق نخستین بار اغلب در کشورهایی نظیر هند و چین به وجود آمدند که دخالت نهادهای دولتی در کلیه عرصه های اجتماعی – اقتصادی سرزمین اصلی فراگیر بوده، یا دست کم شکل غالب داشته است. این دولت ها با ایجاد مناطق آزاد که همگی دروازه هایی دریایی به جهان خارج بودند، عمدتا" دو هدف را دنبال می کردند؛ نخستین هدف آن بود که امکانی عملی به وجود آوردند تا به دور از قوانین دست و پاگیر بوروکراتیک، با سیستم های اقتصادی – اجتماعی دیگر مرتبط شوند، از دانش عملی آن سیستم ها بهره بگیرند و انتقال تکنولوژی و سرمایه را به آن منطقه و در نهایت به سرزمین اصلی منفرد مانده از بازارهای جهانی ممکن سازند.

            دومین هدف آن بود که در منطقه آزاد یک «سیستم خرد» (یا میکروسیستم) ایجاد نمایند که هرچند ارتباط خود را با «سیستم کلان» (یا ماکروسیستم) ادامه می داد، اما دارای کارکرد درونی ویژه ای باشد.

            این کارکرد اغلب نوعی پیوند (Hybric) میان الگوهای اجتماعی – اقتصادی سرزمین اصلی و الگوهای بیگانه بود. سیستم های خرد به این ترتیب می توانستند در تداوم خود نوعی آزمایشگاه بزرگ برای اصلاحات اجتماعی – اقتصادی ای باشند که اگر چه پیاده کردن آنها در سرزمین اصلی ضروری به نظر می رسد ، اما می توانستند به دلیل پی آمدهایشان برای سیستم کلان خطرناک باشند.

 

مفهوم و تعریف جهانگردی:

            شاید لفظ جهانگردی ، گردش در جهان و گشتن در کشورهای دیگر را در اذهان متبادر سازد و جهانگردان بنامی چون مارکوپولو و ابن بطوطه و دیگران را بخاطر بیاورید که در گذشته برای کشف نادیده ها و سرزمین های ناشناخته و ثبت آنها در تاریخ به سیر وسفر می پرداختند.

            ولی امروزه از آن سفرهای طولانی مدت و طاقت فرسا با آن اهداف خبری نیست و در عصر ارتباطات پیشرفته و دهکده جهانی با وجود وسایل تردد سریع السیر با سرزمینها و اماکن شناخته شده، جهانگردی به آن معنی و مفهوم معنی ندارد و سیاحان و جهانگردان بیشتر برای تفریح و تفرج یا زیارت و استراحت و یا بازدید از اماکن و ابنیه تاریخی و آشنائی با فرهنگها و آداب و رسوم سایر اقوام و ملل به مسافرت می پردازند و سیاحان یک گروه وعده خاص نیستند و اکثر مردم با اندک امکانات ممکن می توانند چند روزی را به سیرو سیاحت بپردازند. در عصر حاضر جهانگردی همگانی شده و نسبت به گذشته تعداد بیشتری از مردم قادر هستند به مسافرت بروند. در اعصار گذشته سیاح کسی بود که اختصاصا" جهانگردی را پیشه خود کرده و در خاتمه یک دوره سیر و سیاحت سفرنامه ای نیز حاصل کار او بود. ولی امروز جهانگردی جنبه عام یافته و هرکس که به سیر و سیاحت کوتاهی نیز اقدام کند جهانگرد محسوب می شود.

            در اینجا واژه جهانگردی را به معنای سیر و سفر و مسافرتهای داخلی و خارجی استفاده می کنیم و صرف گشت و گذار در جهان و سیر آفاق مد نظر نیست.

            سیری در سفرنامه های پیشینیان بخوبی نشان می دهد که د ر گذشته سیر وسیاحت امری فردی و برخاسته از علایق و تلاشهای شخصی بوده است. انگیزه سیاحان بدلیل محدودیتهای تکنولوژی اغلب محدود و در فضایی تنگ و بسته شکل می گرفته است. راهنمایان این سفرها از اهالی خبره هر منطقه که آشنایی و اطلاعات بیشتری داشته اند انتخاب می شدند بدون اینکه قبلا" برای این وظیفه مهم آموزشی هدفداری دیده باشند.

            اما امروز در عصر ارتباطات، دانشمندان و متخصصان در هر حوزه از ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بسوی تدوین شیوه های جدید منطبق با ویژگیهای این عصر گام برمی دارند. همین تغییرات وسیع و عمیق است که شکل و سیمای سفرهای شخصی و بازدیدهای انفرادی جوامع و ملل را به صنعت تویسم و تبدیل کرده و برای هر یک از شاخه های آن به تربیت متخصصان و برنامه ریزان کارآمد و لایق می پردازند.

 

تعریف جهانگردی:

            جهانگردی به سفری موقت و کوتاه اطلاق می شود که ضمن آن جهانگرد به منطقةای خارج از محل سکونت و کارخود به منظور سیر وسیاحت سفر می کند (Burkart & Medlik) .

            در فرهنگ لغت، جهانگردی را در اقطار عالم سفرکردن و مسافرت برای تفریح و سرگرمی و سفری که در آن مسافر به مقصدی رفته و سپس به محل سکونت خود باز می گردد، تعریف کرده اند.(1)

            نکات مهمی که در تعاریف جهانگردی مشاهده می شود ، جدا شدن فرد از محل کار و اقامت دائم خود، کوتاه و موقتی بودن سفر و انجام فعالیتهایی نظیر بازدید، سرگرمی و تفریح در مدت سفر است. از نظر اقتصادی نیز جهانگردی نشان دهنده انتقال قدرت خریدار یک منطقه به منطقه دیگر می باشد که برای تحلیلهای اقتصادی در این صنعت قابل توجه است.

            در تعریف دیگری جهانگرد داخلی به شرح زیر توصیف شده است: جهانگرد داخلی کسی است که از محل اقامت خود حداقل 50 مایل دور شده و برای اهدافی از قبیل امور کاری، تفریح، امور شخصی و استراحت در محلی اقامت گزیند. مدت اقامت او می تواند کمتر یا بیشتر از یک شب باشد. سفرهای بین محل کار و محل سکونت در این تعریف قرار نمی گیرد.         .(Mclntash & Goldner p.s)

 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه تأسیس مناطق آزاد:

            مناطق آزاد جهان در چند مرحله تأسیس یافته اند:

            اول: مرحله رشد آرام تعداد مناطق آزاد در جهان تا اوایل سال 1970 & و بیشتر در اروپا و امریکای لاتین، در این مرحله ضرورتهای رشد نظام تجاری و حذف مقررات دست و پاگیر گمرکی انگیزه اصلی ایجاد این مناطق بود. شماری از مناطق آزاد این دوره اندکی پس از جنگ جهانی اول یا دوم ایجاد شده اند و تعدادی نیز مانند بندر هامبورگ ، متعلق به قرن گذشته بوده اند.

            دوم: مرحله رشد متوسط که تا اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 را شامل می شود. در این دوره کشورهای جنوب شرقی آسیا و تا حدی آفریقا اقدام به تأسیس مناطق آزاد کردند. نخستین گسترش نظام تجارت جهانی موجب ایجاد و گسترش مناطق آزاد با سرعتی نسبتا" بیشتر در این دوره بود.

            سوم: مرحله رشد سریع، در دوره گسترش و تفکر و رهنمودهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و موج وسیع تفکر اقتصادی «نولیبرالی» که به دنبال آن در کشورهای جهان به حرکت افتاد. این مرحله که بیشتر به دهه 80 و اوایل دهه 90 تعلق دارد از 2 زیر مرحله پیش از فروپاشی و پس از فروپاشی شوروی تشکیل یافته است. در مرحله پس از فروپاشی این فرایند شتاب گرفته و مناطق آزاد در روسیه و سایر جمهوریهای شوروی سابق نیز رو به ازدیاد می گذارند.

            چهارم: مرحله جابجائی و توقف نسبی که از اوایل دهه 90 تا به امروز ادامه دارد. در این مرحله شماری از کشورها – مانند کره و برزیل – یا از مناطق آزاد ناامید می شوند و به تدریج از ایجاد آنها دست می کشند و یا به این نتیجه می رسند که این مناطق به حد اشباع رسیده اند. در این حال، نمی توان گفت که سرعت مرحله قبلی به طور جدی کاهش می یابد زیرا هنوز شمار زیادی از کشورها بدون بررسی واقعیت تاریخی، نتایج ، موقعیت ها و امکانات واقعی امروز و مسائل درونی کشور خود اقدام به احداث مناطق آزاد می کنند.

           

تاریخچه ایجاد مناطق آزاد در آسیا:

            هندوستان اولین کشوری بود که در بین کشورهای آسیاسی در سال 1965 مبادرت به ایجاد مناطق آزاد کرد(منطقه تجارت آزاد کاندلا) و سپس شش منطقه ازاد دیگر نیز تأسیس شد.

            سنگاپور دومین کشورهای آسیایی است که در سال 1968 منطقه آزاد ایجاد نمود. فیلیپین منطقه باتان را در سال 1969 ایجاد کرد و بعدا" در همین کشور شش منطقه دیگر نیز تأسیس شد. مالزی در دهه 1970 ده منطقه آزاد ایجاد نمود و بالاخره کره، پنجمین کشور آسیاسی است که در نیمه اول دهه 1970 دو منطقه ماسان و ابری را تأسیس کرد. تایلند در سال 1980 ششمین کشوری بود که به دنبال ایجاد منطقه آزاد رفت.

            در واقع کشورهای آسیایی از پیشگامان اصلی ایجاد منطقه آزاد در میان کشورهای در حال توسعه هستند و درعین حال موفق ترین مناطق آزاد جهان – که الگوی دیگر کشورها نیز شده اند – در آسیا قرار دارند.

            در جمهوری اسلامی ایران، از سال 1368 دو جزیره کیش و قشم در خلیج فارس و بندر چابهار کناره دریای عمان  به عنوان «مناطق آزاد تجاری – صنعتی» برگزیده شدند تا با استفاده از تسهیلات اداری و گمرکی ، به پایگاههایی برای گسترش صادرات غیر نفتی تبدیل شوند.

 

اهداف مناطق آزاد

            ایجاد منطقه آزاد از جمله ابزار توسعه اقتصادی است که می تواند موجب جلب سرمایه، انتقال تکنولوژی، آموزش نیروی انسانی، تحصیل مدیریت علمی، وصل به بازار جهانی و در نهایت دریچه ای به سوی توسعه اقتصادی گردد.

            به همین علت است که طی سالهای بعد از 1960 میلادی بسیاری از کشورهای در حال توسعه با بکارگیری این ابزار در کنار سایر ابزارهای توسعه، سعی در رهایی از «توسعه نیافتگی» خود داشته اند. از دیدگاه نظری و بین المللی، فلسفه اصلی روی آوری کشورهای در حال توسعه به ایجاد مناطق آزاد، دستیابی به توسعه اقتصادی از طریق استراتژی برون نگر است.

            کشورهای در حال توسعه برای دستیابی به توسعه اقتصادی ، با کمبود ها و محدودیت های متعددی مواجه اند و در عین حال از برتریها و امکاناتی نیز برخوردارند. منطقه آزاد ابزاری است که به طور نسبی می تواند کمبودها را جبران و امکانات و برتری های بالقوه را در سطح ملی به توانایی بالفعل تبدیل کند و پلی بین اقتصاد داخلی و اقتصاد خارجی شود. از این رو اهداف اصلی مناطق آزاد به شرح زیر قابل خلاصه است.

            + تأمین کمبودهای توسعه اقتصاد ملی .

            + بهره گیری از مزایا، پتانسیل ها، و بطور کلی برتری های نسبی اقتصاد ملی.

            + برقراری ارتباط منظم بین اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی.

            + وصل تدریجی اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی.

            کشورهای در حال توسعه در راه نیل به توسعه اقتصادی در چارچوب هدف های کلی فوق، هدف های تفصیلی تری را نیز برای مناطق آزاد دنبال می کنند و امید دارند با اعمال مطلوب آنها در منطقه آزاد به برآورد خواست های درونی اقتصاد ملی دست یابند. اهم اهداف تفصیلی به شرح زیر قابل طبقه بندی است: (1)

            جذب سرمایه خارجی ، بویژه در بخش های مولد.

            تأمین ارز بیشتر برای رفع نیازهای اقتصاد ملی.

            جذب و انتقال تکنولوژی به درون اقتصاد ملی.

            ایجاد فرصت های اشتغال جدید در منطقه آزاد و درون اقتصاد ملی.

            افرایش کارایی اقتصاد ملی

            افرایش و تنوع بخشی صادرات و گسترش تجارت خارجی.

            کمک به ورود کالاهای سرمایه ای و واسطه ای به درون اقتصاد ملی به قیمت مناسب تر.

            تربیت نیروی انسانی و کسب آموزش های فنی و افزایش درجه مهارت نیروی کار.

/ 0 نظر / 358 بازدید