در صنعت هتل داری ،بازاریابی و فروش اغلب در یک مقوله قرار می گیرند و جای تعجب نیست که دپارتمان فروش بعنوان یکی از قسمتهای مشهود در هتل می باشد


 

   بازاریابی هتلداری و توریسم

در صنعت هتل داری ،بازاریابی و فروش اغلب در یک مقوله قرار می گیرند و جای تعجب نیست که دپارتمان فروش بعنوان یکی از قسمتهای مشهود در هتل می باشد. مدیران فروش، با تورهایی مشتریان بلند مدت را فراهم می آورد وآنها را با حراجیهای نوشیدنی و غذا در هتل پذیرایی می کنند . بعلاوه فعالیت فروش کاملاً مشهود است در حالیکه بیشتر حوزه های غیر ترویجی فعالیت بازاریابی پشت درهای بسته انجام می گیرد . در صنعت رستوران ، بیشتر مردم بازاریابی را با تبلیغات و ترویج فروش اشتباه می گیرند.

غیر معمول نیست اگر از مدیران رستوران بشنوی که می گویند « من بازاریابی را اصلاً باور ندارم » آنها این حرف را زمانی می زنند که از تأثیر تبلیغاتشان بهره ای نمی برند . در واقع ، تبلیغات و فروش تنها دو مقوله ای نه چندان مهم در بازاریابی هستند. تبلیغات و فروش مؤلفه های تشویقی آمیخته بازاریابی می باشند. سایر اجزای آمیخته بازاریابی شامل کالا، قیمت و توزیع می باشند. همچنین بازاریابی شامل تحقیق ، سیستمهای اطلاعات و برنامه ریزی می شود.

ساختار 4P ، متخصصان بازاریابی را توصیه می کند تا بر اساس کالا و خصوصیاتش تصمیم گیری کنند و تصمیم بگیرند که چطوری کالا را توزیع کنند چه روشی را برای تشویق کالایشان بکار گیرند. برای مثال ، مکدونالدز (McDonald’s) محصولش غذای آماده می باشد آن با بکارگیری ترکیبات کیفی و محصولات توسعه یافته، کالایی را تولید می کند که مردم بتوانند با قیمت مورد انتظار خود بخرند. بیشتر مردم بیش از پانزده دقیقه برای رفتن به مکدونالد صرف نمی کنند. طبق بخشی از برنامه توزیع ، مکدونالد باید رستورانهایی داشته باشد که براحتی در بازار های هدف آن واقع شوند. نهایتا مکدونالد به بخشهای مختلف بازار مرتبط است و واحدهای بسیار را در سطح شهر دارد و این به مکدونالد این اجازه را میدهد که از رسانه ملی همچون تلویزیون ، استفاده موثر نماید. آمیخته بازاریابی باید ترکیبی از عواملی باشد که بتوانند بسته کالا و خدمات موثر برای بازار هدف را خلق کنند. بعضی از منتقدان احساس می کنند که ساختار 4p بعضی فعالیتهای مهم ویژه را حذف یا کمتر مورد توجه قرار داد.

اگر بازاریان بخوبی نیازهای مشتریان را تشخیص دهند محصول خوبی تولید ، قیمت گذاری، توزیع و ترویج خواهندکرد. نتیجه آن محصولات جذاب و مشتریان خشنود خواهدبود. ماریوت ( Marriott) با طراحی باغ اولیو ( Olive Garden) توسط جنرال میلز ( General Mills ) مفهوم «حیاط باغ» خود را توسعه داد. آنها محصولات متفاوتی را طراحی کردند که منافع جدید مشتری را ارائه می‌کرد. «بازاریابی رسیدن به هدف است». پیتر دروکر ( Peter Drucker ) " متفکر برجسته مدیریت" بازاریابی را چنین تعبیر می کند: هدف بازاریابی فروش سرشار می باشد. هدف دانستن و فهمیدن مشتریان می باشد. طوری که محصول یا خدمات، مناسب آنها باشد و خودکار بفروش برود.

این به آن معنی نیست که فروش و ترویج مهم نیستند بلکه آنها بعنوان قسمتی از آمیخته بازاریابی مجموعه ای از ابزارهای بازاریابی هستند که برای تولید مشتریان خشنود با هم کار می کنند. تنها زمانی فروش و ترویج موثر خواهند بود که ابتدا اهداف و نیازهای مشتری تعریف شوند و بعد بسته ارزشمند به آسانی در دسترس و آماده شود.

اهمیت بازاریابی:
همچنانکه می دانیم صنعت هتلداری یکی از بزرگترین صنایع دنیا و یکی از دو صنعت بزرگ ایالات متحده آمریکا می باشد که در 50 ایالت نیز بعنوان بزرگترین صنعت محسوب می شود.در این کتاب ما بر صنایع گردشگری و هتلداری متمرکز می شویم.

بازاریابی در بخش صنعت رستوران هتلداری یک نقش مهم در حال رشد را ایفا می کند. ورود غولهای بزرگ شرکتی به بازار هتلداری آن را از صنعت پدر و مادری که هتلها و رستورانهای با مالکیت خصوصی رایج بودند تبدیل به یک صنعتی که بوسیله گروههای زنجیره ای اداره می شوند نموده است. این گروههای زنجیره ای در محیطی کاملا رقابتی فعالیت می کنند که در آن مهارتهای بازاریابی جسورانه برای بدست آوردن مشتریان لازم می باشد. 24 شرکت بیش از یک سوم رستورانها را در آمریکا در اختیار دارند. مکدونالدز یک گروه زنجیره ای با 30 هزار رستوران در 119 کشور جهان با 47 میلیون مشتری در روز را رهبری می کند.

صنعت هتلداری در سایه شرکتهایی همچون ماریوت (Marriot) ، سندانت (Cendant) ، آکور (Accor) و استنوود (Stanwood) که هتلهای زنجیره ای را خریده و مارکهای (Brands) مختلف ارائه می دهند بعنوان یک سازمان قوی بسوی استحکام پیش می رود. تفکرات کارشناسی بازاریابی این بنگاههای بزرگ یک محیط بازاری کاملا رقابتی ایجاد کرده است. در پاسخ به فشارهای رقابتی در حال رشد، گروههای زنجیره ای هتلداری بیشتر بر تفکرات کارشناسی مدیر بازاریابی تکیه دارند. مقام مدیر غذا و نوشیدنی یا مدیر تقسیم اتاقها دیگر تنها مسیر شغلی برای رسیدن به مقام مدیریت عمومی نیست. در بیشتر گروههای زنجیره ای مقام مدیریت بازاریابی بعنوان مسیر شغلی جایگزین برای رسیدن به مقام مدیریت عمومی محسوب می شود. بازاریابی یک فلسفه ایست که تمام مدیران نیازمند آن می باشند. زمانی که مدیر بازاریابی یک بازاری تمام وقت محسوب می شود سایر افراد باید یک بازار ی نیمه وقت به حساب بیایند.

در سالهای نه چندان دور ، تجربه در مدیریت غذا و نوشیدنی برای موفقیت مدیریت عمومی هتل بسیار پر اهمیت بود. مدیر عمومی امروزی معتقد است آموزش بازاریابی یکی از نیازهای اولیه برای موفقیت می باشد.

بازاریابی توریسم:
دو صنعت اصلی که ما آنها را تشکیل دهنده توریسم می نامیم صنایع هتلداری و گردشگری می باشند. در این کتاب ما به صنایع هتلداری و گردشگری اشارات زیادی خواهیم کرد. بازاریابی هتلداری موفق بشدت به صنعت گردشگری وابسته است. برای مثال، بیشتر مهمانان هتلها و تفرجگاهها پکیج های هتلداری و گردشگری را که بوسیله عمده فروشان فراهم آورده می شوند و از طریق آژانسهای مسافری ارائه می شوند را خریداری می کنند. با توافق برای شرکت در پکیج های ترتیب داده شده توسط عمده فروشان ، هتلها بطور موثر رقبا را کنار می زنند. همینطور هتلها و بنگاههای کرایه اتومبیل روابط مشارکتی بسیاری را با خطوط هوایی که برنامه های پرواز مداوم دارند را توسعه داده اند.

موفقیت خطوط کشتیرانی در واقع نتیجه بازاریابی هماهنگ بسیاری از بخشهای صنعت گردشگری می باشد. برای مثال ، مسئولان بندر بوستون (Boston ) خواستند که خطوط کشتیرانی تجاری را جذب کنند و با جسارت بوستون را به خطوط کشتیرانی تبلیغ کردند و بعد از مطمئن شدن از آمدن آنها، بوستون را به آژانسهای گردشگری مهم معرفی کردند. این خیلی مهم بود چرا که ترتیب دهندگان مسافرتها بیش از 95 درصد خطوط کشتیرانی تجاری را صاحب هستند. نتیجه این بود که تعداد خطوط کشتیرانی مراجعه کننده به بندر دو برابر شد و از این بازاریابی مرکب مبلغ 3/17 میلیون دلار به اقتصاد محلی افزوده شد.

این تنها شروع همکاری بازاریابی آژانسهای مسافرتی برای تشویق خطوط کشتیرانی بود. خطوط هوایی، بنگاههای کرایه اتومبیل و راه آهن مسافری بطور هماهنگ پکیج هایی را همگام با خطوط کشتیرانی آماده کردند که مستلزم هماهنگی در قیمت گذاری، تشویق و تحویل آن پکیج ها می باشد. همچون مسئولان بندر، دولت یا آژانسهای شبه دولتی نقش مهمی را در وضع قانون با هدف تقویت صنعت گردشگری از طریق تشویق مناطق، ایالات و اقوام ایفا می کنند.

تنها تعداد معدودی از صنایع بمانند صنایع هتلداری و گردشگری با هم متحد هستند که این همبستگی باعث افزایش درهم آمیختگی بیشتر می شود. صنعت گردشگری نیاز به متخصصان بازاریابی دارد که بتوانند آینده دور را بفهمند و بتوانند تغییرات نیازهای مصرف کنندگان را با استفاده از روشهای خلاق بر اساس دانش بازاریابی قوی پاسخگو باشند.

بازاریابی از نظر ما یک فرآیند مدیریتی و اجتماعی می باشد که افراد و گروهها آنچه را که نیاز دارند و می خواهند از طریق خلق و تبادل کالاها و ارزش با دیگران بدست بیاورند.