بنا به دلایل متعدد چنان می نماید که کشورهای پرجمعیت و فقیر، الگوی طراحان و متولیان گردشگری ما در توسعه این صنعت است. زیرا می دانند که گردشگری تنها طی دهه اخیر به میران صد درصد افزایش داشته است...



الگوهای توسعه توریسم  
   
 
بنا به دلایل متعدد چنان می نماید که کشورهای پرجمعیت و فقیر، الگوی طراحان و متولیان گردشگری ما در توسعه این صنعت است. زیرا می دانند که گردشگری تنها طی دهه اخیر به میران صد درصد افزایش داشته است.

این افزایش به معنی افزایش درآمد و افزایش گردش مالی است اما ظاهرا نمی دانند یا ترجیج می دهند ندانند که این افزایش به معنی تشدید تنگناها، افزایش فشار بر منایع طبیعی و تشدید مخاطرات نیز هست. پدیده ای که اکنون به بزرگترین دغدغه و نگرانی جهانی مبدل شده است اما در ایران ظاهرا کسی از این بابت هیچ نگرانی ندارد.

بنابه گزارش ساینس دیلی، محققان برنامه زیست محیطی سازمان ملل طی اجرای یک برنامه پژوهشی بسیار جامع هشدار داده اند که تهدیدها و مخاطرات بر اثر توسعه صددرصدی توریسم در نواحی حساس و ذخایر طبیعی جهان به مرزهای خطرناکی رسیده است.

براساس همین گزارش، توسعه توریسم در حساس ترین مناطق طبیعی جهان که بیش از هر جای دیگری در تهدید و خطر قرار دارند، طی ده سال گذشته به میزان غیرقابل اغماضی افزایش داشته است. از این رو توسعه گسترده توریسم در غنی ترین و حساس ترین مناطق تنوع زیستی جهان طی ده سال گذشته یعنی از دهه ۱۹۹۰ تا۲۰۰۰ میلادی، ارزشمندترین مناطق طبیعی جهان را با تهدیدهای فوق العاده شدیدی مواجه کرده است.

این موضوع طی تحقیقات انجام شده از سوی برنامه زیست محیطی سازمان ملل متحد اعلام شده که با عنوان "توریسم و تنوع زیستی: طراحی آثار و عوارض توریسم جهانی"، جامعترین تحقیق در نوع خود است که با تمرکز بر آثار و عوارض توریسم بر تنوع بیولوژیکی صورت گرفته است.

محققان در این بررسی ها اعلام کرده اند که صنعت گردشگری بیش از ۱۱ درصد از کل تولید ناخالص ملی جهان را دربرمی گیرد. همچنین درحدود ۲۰۰ میلیون نفر در مشاغل وابسته به این صنعت به ویژه در بخش حمل ونقل مشغول بکارند و سالانه نزدیک به ۷۰۰ میلیون سفر در سطح جهانی صورت می گیرد. این درحالی است که انتظار می رود این ارقام تا ۱۲ سال دیگر یعنی تا ۲۰۲۰ به میزان دوبرابر افزایش یابد. صنعت گردشگری باتوجه به اطلاعات یادشده اگر بزرگترین صنعت در تمام کره زمین نباشد یکی از بزرگترین صنایع جهان است.

در نتیجه هم اکنون توریسم به عنوان مهمترین اقلام صاداراتی در ۴۹ کشور توسعه یافته است که در ۳۹ کشور به عنوان اولین کالای صاداراتی محسوب می شود.

این گزارشها اگرچه ممکن است برای بسیاری از کارشناسان و طرفداران توسعه گردشگری با هدف تامین نیازهای مالی و اقتصادی و جمعیت ایران (که همچنان بی رویه و بی برنامه رو به ازدیاد دارد) اغواگرانه باشد، اما به همان اندازه عبرت آموز نیز هست.

همچنان که این گزارش تاکید دارد اگرچه توریسم به طور بالقوه فرصتهای مناسبی برای شناخت، آگاهی و در نتیجه حفاظت از طبیعت را می تواند پدید آورد، توسعه نامناسب و ناهماهنگ و حساب نشده آن می تواند تهدید بسیار بزرگ و ویرانگری برای طبیعت و محیط زیست به بار آورد.

این مخاطرات شامل حذف و نابودی جنگلهای بکر بر اثر اجرای پروژه های عمرانی برای تامین زیرساخت های گردشگری، ایجاد و افزایش انواع آلودگی ها در آب، هوا و خاک و همچنین انتقال و رشد گونه های مهاجم غیربومی، کمبود آب و کاهش منابع و ذخایر آن است.

همه این ارقام و آمار و عوارض ناشی از آن متاثر از فشار جمعیت انسانی است که درواقع به معنی افزایش مصرف و افزایش برداشت از ذخایر طبیعی در تمام حوزه های صنعت، کشاورزی و خدمات و ازجمله در صنعت گردشگری است.

روشن است که بنیاد همه این کمبودها ناشی از برهم خوردن تعادل طبیعی میان نیاز و مصرف جمعیت انسانی از یکسو و قدرت تولید طبیعت از دیگرسو است.

با این همه روشن نیست که چرا در بیشتر گزارشهای ارائه شده در این زمینه و ازجمله گزارش اخیر سازمان ملل در باره توسعه توریسم و عوارض آن، به عامل مهم ازدیاد یا انفجار جمعیت انسانها توجهی نشده است.

درحالی که رشد جمعیت در بررسی میزان رشد صنایع و از جمله صنعت گردشگری و سهم آن در تولید درآمد ناخالص ملی در کشورها، افزایش میزان اشتغال و دیگر مزایای اقتصادی آن فاکتور تعیین کننده ای است که به معنی افزایش تقاضا برای بازار مصرف تمام تولیدات ازجمله کالا و خدمات عرضه شده در صنعت گردشگری است.

بنابه آمار موجود، در سال ۱۹۰۰جمعیت جهان به یک میلیارد و ۶۰۰میلیون نفر رسید که در اواسط قرن بیستم این رقم تقریباً ۴ برابر افزایش یافت.

این میزان در سال ۱۹۹۹ به ۶ میلیارد نفر رسید و درحال حاضر نیز جمعیت جهان هر ۱۴تا ۱۵سال یکبار حدود یک میلیارد نفر افزایش می یابد.

این بدان معنا است که رقم جمعیت جهان در سال ۲۰۱۳ ،۷ میلیارد و در سال ۲۰۵۰ به ۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون نفر خواهد رسید!

نکته مهمتر و ظریف در این ارقام آن است که رشد صعودی جمعیت در کشورهای به اصطلاح درحال توسعه عمدتا آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین صورت گرفته است و یکی از اولین پیامدهای این روند، افزایش جمعیت زاغه نشین و نیز گسترش مهاجرتها بوده است که اکنون جهان را با معضل فقر و کاهش منابع طبیعی روبرو کرده است.

این معضل نیز به دلیل مصرف بیش از اندازه از یکسو و تخریب و آلودگی منابع طبیعی از دیگر سو مطرح شده که خود از عوارض رشد جمعیت و گسترش صنایع است.

چنان که در گزارش سازمان ملل نیز آمده صنعت گردشگری نیز به دلیل ضرورت تامین زیرساخت های گردشگری، به ویژه در نواحی طبیعی و بخصوص در کشورهای توسعه نیافته، سهم بالایی در تخریب و آلودگی منابع و ذخایر طبیعی جهان داشته است. زیرا در این کشورها رشد جمعیت و افزایش تقاضا عملا هرگونه فرصت و امکانات لازم را برای برنامه ریزیهای مناسب از متولیان و مسئولان و طراحان پروژه های صنعتی و ازجمله صنعت گردشگری سلب کرده است.

اما به عکس در کشورهای صنعتی مانند آلمان یا انگلیس به رغم رشد مهاجرت، همواره کودکان کمتری متولد می شوند و شرایط برای کنترل عوارض احتمالی و فشار وارده بر منابع طبیعی مناسبتر و آسانتر است.

از این زاویه آن بخش از گزارش محققان برنامه زیست محیطی سازمان ملل متحد بسیار جالب توجه است که طبق آن طی دهه گذشته توسعه توریسم در کشورهایی فقیر در پاسخ به نیاز جمعیت روزافزون این کشورها سرعت شگفت آوری داشته است. مثلا توسعه توریسم با رشد بیش از ۲۰۰۰ درصد هم در لائوس و هم در کامبوج و نزدیک به ۵۰۰ درصد در جنوب افریقا و ۳۰۰ درصد در کشورهای برزیل، نیکاراگوا و السالوادور و ۱۲۸ درصد در جمهوری دومینیکن، صورت گرفته که در نتیجه کمترین مدیریت و بیشترین مخاطرات را برای گونه های زیستی این کشورها درپی داشته است.

در این میان جایگاه کشور ما با توجه به سیرصعودی جمعیت آن (که همچنان بدون آینده نگری و با رشدی بیش از حد ظرفیت منابع طبیعی کشور ادامه دارد) تا حدی روشن می شود. به این معنا که سیاستهای گسترش توریسم و ازجمله اکوتوریسم به منظور کسب درآمد اقتصادی و ایجاد شغل برای گذران زندگی این جمعیت انفجاری، بدون توجه به ضرورت کاهش هرچه بیشتر روند رشد جمعیت و ایجاد ثبات میان تعداد مرگ و میر با میزان زاد و ولد، از هم اکنون شرایط بهتری را برای منابع طبیعی و زیستی ایران نمی توان متصور بود.

ضمن اینکه هم اکنون نیز که توسعه توریسم و اکوتوریسم در ایران با موانع مالی و اجتماعی مواجه است، منابع طبیعی ایران درمعرض خطر رشد افسارگسیخته جمعیت و به تاسی از آن درمعرض خطر توسعه یا به عبارت بهتر حمله صنایع مختلف برای تامین غذا و شغل این جمعیت افسار گسیخته، زخم های شدیدی خورده است.

می توان تصور کرد در اثر ادامه روند کنونی رشد جمعیت کشور و ادامه یا افزایش روند کنونی مصرف و برداشت از منابع طبیعی برای رشد صنایع و ازجمله صنعت جدید از ورود توریسم و اکوتوریسم و ققدان آگاهی از مخاطرات زیست محیطی و حساسیت و شکنندگی این منابع، انتخاب یا الگویی جز کشورهای پرجمعیت و فقیر، با تمام عوارض آن پیش روی ما نیست