برخی ویژگیهای توریسم

:: وجود سطوح بالای نوع آوری و فناوری و سازماندهی
:: انواع مختلف و انجام نوآوری های گوناگون از جمله بسته مسافرتی ( packaged trip)
:: رشد توریسم مصادف است با رشد جنبش کارگری . بنابر این مواجه با رشد مسافرت ساحلی برای طبقه کارگر هستیم
:: در مقابل در نیمه قرن 20 مسافرت تجملی برای طبقه مرفه و مدیران وجود دارد. این نوع تمایز مربوط است به ساختار بازار کار و نظام های تولیدی ( مراجعه کنید به مقاله من در باره تعریف فراغت و نظام های تولیدی)
:: 1960 به بعد رشد برنامه های توریسم توده ای
:: 1960 به بعد استفاده از کامپیوتر برای دادن اطلاعات در صنعت توریسم
:: رشد صنعت غذای حاضری fastfood مصادف است با رشد فراغت و توریسم
:: رشد توریسم با استفاده از اینترنت برای رزرو همه چیز ( مراجعه کنید به سایت last minute برای دیدن خدمات اینترنتی توریسم از جمله خرید بلیط در آخرین


اهمیت توریسم
:: جزء مهم ایده جامعه مصرفی (مدرن ) مسافرت و گردشگری است
:: رفتن به مسافرت جزء مهم زندگی شده است
:: صنعت تعطیلات انتخاب و آزادی مختلف را ارائه می دهد
:: گسترش صنعت گردشگری ، گسترش اقتصاد و گسترش تعامل انسانی است
:: توریسم بزرگترین صنعت جهان بر حسب اشتغال و تجارت است
:: 9 درصد رشد سالانه دارد . رشد توریسم بین المللی 5 درصد بود.
گردشگری
:: آیا توریسم پدیده جدیدی است یا زوارها همان توریست های اولیه هستند؟
:: توریسم یک فعالیت توده ای و عامیانه است
:: سه نوع مسافرت در گذشته که با توریسم ( مربوط به دنیای مدرن متفاوت است) : زوارها ، تورهای اریستوکرات ها و مسافرتهای شاهان و سیاحان
:: تقسیم بندی زوارها ( طبقه پایین tripper ) سیاحان ( طبقه متوسط tourist ) و سفر اریستوکراتیک ( طبقه بالا traveler )
نظریه های جامعه شناختی توریسم

جان اوری و مک کانل از جمله جامعه شناسانی هستند که درباره توریسم نظریه دارند. اوری این بحث را مطرح می کند که چرا توریست عکس جمع می کند و سرمایه دار سرمایه. اوری می گوید توسعه عکس برداری همراه است با توسعه چشم توریستی Tourist gaze
یا شکار لحظه توسط توریست ها . اما مک کانل می گوید توریست به مثابه فراری از زمان و مکان یا فرار به تاریخ است. بنابر این سنت ها نقش مهمی برای توریست دارد. تاریخ محل های توریستی نقش مهمی در توریستی شدن دارد. بنابر این توریست ها به دنبال یک محل کوچک یک وسیله کوچک
هستند. اگر دنبال مناطق صنعتی هم هستند دنبال یک منطقه صنعتی قدیمی هستند. بنابر این اگر بخواهیم نقطه توریستی درست کنیم باید آن را تبدیل به مناطق تاریخی کنیم ( برای این کار باید سنت ابداع و جعل کرد. نگاه کنید به بخش سنت در کتاب جهان رها شده . سنت های ابداعی و سنت های اصیل درنظریه مک کانل مهم هستند ( برخی سنت های ابداعی برای جلب توریست هاست ) سنت های پایه شناخت مدرنیسم است.
نقاط توریستی باید چگونه باشد؟
:: Urryجان اوری معتقد است توریسم دنبال زرق و برق است . اما مک کانل می گوید چشم توریست به دنبال قدمت و تاریخ است. بنابر این ارتقای محل توریستی در صنعت توریسم یعنی تاریخی کردن محل . لذا نقاط توریستی باید کوچک باشند : شهرهای بزرگ نمی توانند ( بجز موزه ها ) جذاب باشند . چرا؟ مک کانل می گوید ( بر اساس تقسیم بندی تونیس : اجتماع و جامعه ) شهرهای بزرگ معمولی اند ، زندگی روزمره دارند، گرانند، جنگل وارند ، روابط غیر شخصی دارند ، کثیف اند، غیر دوستانه اند.
:: اما این تفکیک گزلشافت و گمنشافت ( اجتماع و جامعه تونیس ) برای چیست ؟ مک کانل می گوید مردم در دنیای جدید فکر می کنند تحت تسلط بورکراسی و سازمانهای پیچیده زندگی شان کم عمق و سطحی شده و سندیت Authenticity ندارد ، مردم تنها مانده اند ، لذا می روند تا دنبال واقعیت ها بگردند ، دنبال حس واقعیت دزدیده شده از خود هستند ، لذا می روند ان را در جای دیگر جستجو کنند و بدین سان پدید می آید. پس چون جامعه بورکراتیک است لذا تجربه غیر اصیل دارد. توریست جائی می رود که معنای واقعیت است.

:: مک کانل برای تقویت استدلال خود از مفهوم گافمن استفاده می کند: یعنی اینکه ما در اجرا با سه نقشه روبرو هستیم :
1. کسانی که اجرا گرند و اجرا می کنند (بازیگران)
2. کسانی که اجرای برای آنهاست (تماشاگر )
3. کسانی که نه اجرا می کنند و نه مشاهده
4. اما بازیگرها در عقب و پشت صحنه هستند ، تماشاگر تنها در جلوست
:: گافمن می گوید اگر ویژگی هر آنچه در پشت صحنه است جلو بیاید اعتبار نمایش از بین می رود ( در آشپزخانه رستوران ها ، و حتی در برخی اندیشه های به نظر منظم روشنفکران ، … ) نیز این چنین است. بنابر این جلوی صحنه front stage ظاهر appearance
و پشت صحنه back stage واقعیت reality است. گردش گرهای واقعی sightseers می خواهند همه واقعیت را ببیند، واقعیت زندگی را
:: توریست ها تنها در پی دیدن جلوی صحنه هستند ، اما مسافر واقعی واقعیت زندگی را بومی می خواهند.
:: توریست ها تنها شبه رخداد ها pseudo _ events را می خواهند
:: باید بین مسافر traveler و گردشگر tourist تمایز قائل شد
:: مسافر فکر می کند چیزی از او مخفی شده لذا گرایش به دیدن پشت صحنه دارد: واقعیت واقعی realreality
:: مسافر یا سیاح فکرمی کند جسدی درجائی دفن شده که به او نشان نمی دهند وآنچه می بیندظاهر قضیه است
:: حالا توریست ها نیز به دنبال همان سندیت ها هستند
:: می خواهند با بو می ها دیدار کنند.
:: مک کانل MacCannell مدل 6 مرحله ای را ارائه می دهد یعنی
1. منطقه علنی یا جلوی صحنه گافمن که البته توریست می خواهد فراتر رود
2. منطقه علنی توریستی که دکور شده حاوی برخی عناصر پشت صحنه ( رستورانی با ماهی بزرگ حلق آویز یا گوشت چرخ کردن در جلوی چشم ) همه آرایش صحنه هستند
3. جلوی صحنه که کاملا طراحی شده که پشت صحنه باشد ( تورها به منطق روستایی . راهنما اطلاع می دهد بومی نماها آماده می شوند
4. پشت صحنه برای خارجی ها باز است
5. پشت صحنه باز است اما بازسازی و تمیز شده (تورست ها که می روند دیگر مثلا با ادب نیستند )
6. منطقه پشت صحنه : نوعی فضای اجتماعی که آگاهی توریست را تحریک می کند. اگر توریست به ان برسد احساس خوب دارد
اما در اندیشه اوری urry چنین دیدی را نمی توان دید . بجای آن اوری به نگاه خیره توریست یا شکار لحظه ها نظر دارد.
:: اما چه ویژگیهای مختلفی باید در علائم باشد تا امر عادی از خارق العاده متمایز شود و توریسم را وادار کند تا آن را شکارکند.
:: ابژه باید وجود داشته باشد یا بوجود آید . منحصر بفرد و یگانه باشد، دیدنی و فرهنگی باشد، مانند نقطه ای مقدس و … چیزی که منحصر و یکی است ، تجربه واقعی بودنش باید آسان باشد ، باید طوری باشد که توریست دوربین را در آورد
1. باید هر منطقه و نقطه نمونه فرهنگی باشد، روستای نمونه انگلیسی
2. برخی جنبه های ناشناس زندگی روزمره در موزه نیز هستند ( موزه وایکینگ ها : کشتی سازی )
3. جنبه های معمولی زندگی در برخی پهنه ها غیر عادی می شوند: زندگی کمونیستی
:: اندیشه اوری بر نگاه خیره توریست استوار است بر خلاف اصالت و سندیت مک کانل
:: توریست به دنبال علایم است
:: توریست به دنبال چیزی است که با تجربه روزمره اش فرق کند
:: توریست آنقدر ساده نیست که فکر کند تجربه سندیت و واقعیت امری ممکن است
:: توریست فرارمی کند تاهمه چیزرااز درون علائم ببیند: درپاریس هرتوریست رمانتیک فرا زمان را نشان می دهد
:: توریست خیره بر علائم است
:: توریست از علائم عکس می گیرد
اهمیت توریسم در سیاست گذاری فرهنگی
در سیاستهای فرهنگی باتید به چه چیز اهمیت داد : مهمانان یا مقیمان . آیا باید کار روی اجتماع باشد که مورد توجه مردم بومی است و گردشگران و بازدیدکنندگان بین المللی بسویش نمی آیند
:: دشواری گزینش در این دو راهی از حیطه بازسازی شهرها و سرمایه گذاری فراتر می رود و به جریان اصلی سیاست فرهنگی می رسد، زیرا معرف مباحث و مجادلات حادی درباره فرهنگ سطح بالا و فرهنگ عامه است.
:: اهمیت توریسم فرهنگی به چه دلالیلی است ؟ به دلایل اقتصادی یا اجتماعی یا هر دو
چرا در برخی مناطق پرجمعیت اروپا مانند ونیز و منطقه دریاچه ای انگلستان ، سیاست جاری مبتنی بر کاستن از تعداد توریست ها است ، نه افزایش آنان .چرا؟ حتی افزایش سریع توریسم در شهرهائی مانند پراگ و تالین تاثیرات شدیدی بر فرهنگ محلی و جامعه گذاشته است.
:: با توجه به ارزش توریسم ، همیشه این گرایش و وسوسه به چشم می خورد که فرهنگ بومی را چنان مدیریت کنیم تا نیازهای توریست ها - یا آنچه تلقی ما از نیازهای آن هاست - برآورده شود.
:: بومی ها این گرایش را به زیان خود می بینند و در نتیجه این امر به حسن روابط بومیان و مهمانان لطمه می زند و در بلند مدت ، قابل دوام نخواهد بود. این مسایل سبب شده تا مفهوم گردشگری مسئولانه مطرح گردد.
:: توریسم فرهنگی عبارتست از هنر همزیستی در بستر فرهنگی دیگر
:: اما بیشتر توریست ها جذب شیوه های زندگی جاری در گردشگاه ها می شوند . یعنی می خواهند به جاهایی بروند که بومیان می روند و از غذا و تفریحاتی استفاده کنند که بخشی از تشخص ،میراث و فرهنگ آن مکان ها است.
:: یک سیاست حساس فرهنگی برای ارئه خدمات استاندارد مورد انتظار توریست ها با توسعه وسایل در مشارکت با نیازها و منافع محلی راه هایی می یابد. پروژه هایی که کیفیت زندگی بومیان و توریست ها را بالا می برد باید بخشی از سیاست محلی و راهبردی توسعه باشد، چنانکه در شهرهای اروپای شمالی همگان از بهبود محیط منتفع شده اند و جاذبه های توریستی نوینی پی ریزی شده است . دخالت هائی مانند فعالیت های رفتگری ، نصب علائم ، نیروی انتظامی بهتر . حمل و نقل و روشنائی ، ایمنی اتومبیل ها در پارکینگ ها ، هم برای توریست ها و هم برای بومیان جذاب است.

چگونه می توان بر اساس نظریه های جامعه شناسی محل های توریستی درست کرد یا آنها را ارتقاداد؟
در چهار محور می توان این کار را انجام داد:
:: خدمات و امکانات = خدمات رفاهی خوب + قدرت پذیرایی از آدم های مختلف
:: تاریخ = زیبایی دیروز در خیابانهای امروز + موزه ها
داستان می گویند + تصویر طبیعت و تاریخ + تاریخ رنگارنگ
:: طبیعت = هوای سرد ، تعارف گرم + صنایع دستی + تصویری از تاریخ + جاذبه های طبیعی
:: فرهنگ = جاذبه های ماهیگیری +تعارف گرم و ….