معماری دوران هخامنشیان
عالیترین نمونه هنری هخامنشیان در تاریخ هنر این سرزمین، همانا معماری
شگفتآور این دوره است. هنرمندان بزرگ دوره هخامنشی در مراکز حکومت و
پایتختها مانند پاسارگاد، شوش، همدان و تخت جمشید کاخهای بزرگ و زیبایی
بنا کردهاند که پس از گذشت 25 قرن هنوز بقایای آنها محکم و استوار بر جای
مانده است. ستونها و سرستونهای باقی مانده از دوره هخامنشی نمونه آشکاری
است ازهنر معماری و حجاری در این دوره. سرستونها غالباً به شکل مجسمه شیر،
اسب، گاو و عقاب و جانوران ترکیبی مانند سر انسان، تن گاو و بال عقاب و
گوش گاو است. شیارهای ستونها، بلندی و زیبایی چشمگیری به آنها میبخشند.
مهمترین آثار ساختمانی این دوران، شامل کاخها، آرامگاهها و آتشگاههاست.
مجموعه کاخهای پاسارگاد به سال 550 پیش از میلاد به دستور کوروش احداث
شد. این کاخها به نامهای کاخ پذیرایی یا بار عام، کاخ اختصاصی و کاخ شرقی
مشهورند و هر یک با ابعادی وسیع و بر سکویی سنگی بنا شدهاند. کاخ شرقی که
به نام «دروازه پاسارگاد» نیز نامیده میشود، دارای تالار مرکزی است و هشت
ستون مرتفع در دو ردیف، سقف چوبی آن را نگاه میداشته است. از درگاه شمال
شرقی این کاخ، تنها یک جرز یا پایه سنگی باقی مانده که بر آن نقش برجسته
معروف «انسان چهار بال» حجاری شده است. شاید این نقش کهنترین اثر حجاری
از دوره هخامنشی باشد که از زمان کوروش تاکنون یافت شده است. این حجاری در
اثر مرور زمان و تأثیر عوامل طبیعی، ظرافت و تجسم و برجستگی اولیه خود را
از دست داده و از آن همه تزیینات و گل و حاشیه و ریزهکاریها که برجامه و
بال و تاج کار شده، جز شبحی پیش نمانده است. آدمی که دستهای او به حال
نیاز و دعا بلند است و دسته چوبی، شاید «برسم»، به دست دارد؛ بر تارک سر
او چیزی شبیه به شاخ دیده میشود و در روی آن سه گل مخروطی شکل شبیه به
تاج نمایان است. اینها بیشتر از نشانههای مصری ترکیب یافتهاند. برخی از
مورخان این نقش برجسته را از آن کوروش کبیر میدانند. پس از پاسارگاد،
زیباترین آثار حجاری هخامنشیان را در بیستون کرمانشاه میتوان دید.
در زمانی که پاسارگاد نخستین پایتخت هخامنشیان همچنان آباد بود، داریوش
هخامنشی تصمیم گرفت شوش را پایتخت خود قرار دهد و در آنجا دست به کار ساخت
کاخ شاهی شد. با توجه به اقلیم این منطقه، بیشتر مصالح ساختمانی آن ازخشت
و آجر تهیه شده است. بنابر لوحهای که از گفتههای خود داریوش درشوش کشف
شده، در بنای قصر او هنرمندان بابلی، مادی، لیدی و مصری خدمت میکردهاند
و مصالح ساختمانی از فواصل دوردست به شوش آورده میشده است. درعملیات
حفاری، تعداد زیادی آجرهای لعابدار کشف شده که بیشتر به کاخ آپادانای شوش
مربوط است. با این آجرهای لعابدار رنگین دیوارها را به صورت «پانل» تزیین
میکردند. نقوش این آجرهای لعابدار یا کاشی عبارتند از: سربازان جاویدان
یا نگهبانان شوش در لباسهای رنگین و درخشان، و مجموعهای ازجانوران مثل
ردیف شیرها، گاوها، اسبها و جانوران ترکیبی که از تالار آپادانا به دست
آمدهاند.
مجموعه کاخهای صفه تخت جمشید در زمان داریوش هخامنشی در مجاور و دامنه کوه
رحمت در منطقه فارس بنا نهاده شد. تخت جمشید یا به گفته یونانیان
«پرسپولیس» یکی از بزرگترین و وسیعترین بناهایی است که درسراسر معماری
آن، نوآوری و«ابداع» دیده میشود. در تکمیل این بنای عظیم بیشتر شاهان
هخامنشی پس از داریوش به گونهای دخالت داشتهاند. کاوشها و خاکبرداری تخت
جمشید که از سال 1887م. آغاز شد، بقایای چندین کاخ دراین صفه عظیم به دست
آمد. کاخ آپادانا یا کاخ بار عام که مخصوص پذیرایی میهمانان بوده است.
الواح طلا و نقره مکشوف در گوشههای تالار این کاخ، نشان میدهد که سازنده
این کاخ داریوش اول است. کاخ صد ستون که به شکل مربع در بخش شمالی تخت
جمشید واقع شده و دارایصد ستون بوده است. کاخ سه دروازه یا اتاق شورا که
سه درگاه بزرگ داشت واکنون در وسط صفه تخت جمشید جای دارد. کاخ تچر یا کاخ
زمستانی داریوش، از زیباترین، محکمترین کاخهای تخت جمشید است. برخلاف
ساختمانهای دیگر تخت جمشید کاخ تچر رو به جنوب است.
کاخ هدیش یا کاخ خشایارشاه، دارای یک تالار مرکزی مربع با 36 ستون و یک
ایوان ستوندار با دو ردیف شش ستونی در مقابل آن. ازآنجا که ساقه ستونها از
چوب بوده، از میان رفته و فقط ته ستونها باقی مانده است. کاخ خزانه، که به
شکل مربع مستعطیل است و چند تالار ستونداردارد و سقف آن بر ستونهای چوبی
قرار داشته است. این کاخ درجنوب شرقی صفه ساخته شده است.
در صفه تخت جمشید علاوه بر کاخها، مجموعه ساختمانهای دیگری با نامهای
سربازخانه، ساخلو و تعداد بسیاری از اتاق در کنار هم قرار گرفته که
احتمالاً برای محافظان و نگهداری اشیاء بوده است. طول و عرض این صفه عظیم
300×450 متر است و ارتفاع آن در همه نقاط یکسان نیست. در برخی جاها هشت
متر و در بلندترین جا هجده متر از کف اختلاف دارد. در اطراف تختگاه یک
دیوار، از جنس سنگ آهک، برج و بارو کشیده شده بود که با کمال دقت تراشیده
و روی هم قرار داده بودند. برای میان این تخته سنگها از «ملات» استفاده
نشده است و با قطعههایی از آهن به یکدیگر متصل شدهاند. برای رفتن به روی
تختگاه یا صفه تخت جمشید باید ازپلههای بسیار بالا رفت. حدود 110 پله در
دو ردیف موازی هم بلندی هر ردیف نزدیک به سی سانتیمتر است با پهنای عریضی
بدین سبب رفت و آمد بسیار صورت میگرفته است.
یکی اززیباییهای تخت جمشید، نقش برجستههای آنجاست. در این پایتخت
تشریفاتی و جایگاه دیدارهای رسمی یا محل برگزاری جشن نوروزگان، هنرهای
مصور باشکوهی نقش زده شده است. در مناظر نقش شده، هرگز از جنگ و پیروزی
تصویری درمیان نیست، بلکه نقش برجستهها، نمایشگر فرمانبرداری همه اقوام
ایرانی است. در حجاری تخت جمشید نقشهای سواره و زن دیده نمیشود.
نمایندگان ملل مختلف، بهترین محصول ایالت خود را برای شاه هدیه میآوردند.
در چهرهها خشم، خوشحالی، شادی یا حتی بیتفاوتی آشکار نیست: همه بر یک
حالند. نقوش گاه در سه ردیف بر روی هم قرار دارند وفاصله میان ردیفها با
یک نوار نقشهای حاشیه از یکدیگر جدا شدهاند. نقش گل دوازده پر روزت (گل
بابونه) و پالمت (نخل تزیینی) و درخت سرو در بین حجاریها، از همه چشمگیرتر
است. درباره این نقوش برجسته و حجاریها و پیکرههای ورودیها (اسفنکسها) در
معماری تخت جمشید جدا ازبیان نیرومند و توانایی استادکاران، میتوان گفت
این نقوش به عنوان پیام برای آیندگان نقش شدهاند و نقش برجسته، در خدمت
معماری قرار گرفته است. یکی از مهمترین نقوش برجسته هخامنشیان کتیبه
بیستون در نزدیکی کرمانشاه است. در این کتیبه داریوش شرح وقایع اوایل
سلطنت خود و سرکوبی یاغیان را به وضوح گزارش میدهد. پیکره داریوش به
همراه دوازده نفر در یک ردیف نقش شد، و داریوش از همه بزرگتر است.
معماری اشکانیان و ساسانیان
اشکانیان، یا پارتیان، در حدود 250 پیش ازمیلاد، پس ازسلوکیان در
ایران به قدرت رسیدند. آنها در اوایل از شیوههای هنر یونانی پیروی
میکردند، امّا پس از مدتی به هنر معماری، به ویژه به معماری سنتی و ملی
ایران تمایل نشان دادند. در دوره اشکانیان، معماری مبنای اصلی خود را، از
آداب و اصول قبایل چادرنشین پارتی در برپایی اردوگاهها گرفت. حیاطهای
چهارگوش مرکزی با ایوانهای چارسوی آن، به عنوان مظهری از معماری پارتیان
به بینالنهرین برده شد. تطور و دگرگونی این نوع معماری را در معماری
اسلامی به ویژه در دوران سلجوقیان بخوبی میتوان دید.
در معماری پارتی، پس ازشکوفایی دولت اشکانی، به نمای ساختمان توجه بسیاری
شد و میکوشیدند آثار هنری را بر دیوارها، در معرض دید متمرکز کنند. نقاشی
دیواری توسعه یافته و تزیینات آمیختهای بود از نقاشی و گچبری، که نمونه
بسیار زیبای آن در معبد کوه خواجه در وسط دریاچه هامون در سیستان به دست
آمده است. اشکانیان درمعماری خود ازطاق گهوارهای، قوس و رگچین با سنگ
قلوه و برجستهکاری تزیینی و گاهی ستون توکار هم استفاده میکردند. از
ویژگیهای معماری و هنر این دوره انتقال برخی از عناصر معماری و هنر است که
به دوره بیزانس و ساسانی منتقل شده است. شاید تاریخ معماری «طاقدار» که
در ایران بسیار معروف است، از دوره اشکانیان آغازشده و در دوره ساسانیان
تکامل یافته باشد.
بنای طاقگرا واقع در دامنه کوه پاطاق در کنار راه کرمانشاه به سرپل ذهاب
ترکیب طاق گهوارهای و پیشرفت فنون ساختمانی را در این دوره نشان میدهد.
همچنین بنای معبد آناهیتا در کنگاور که بر سر جاده همدان و کرمانشاه واقع
شده و منسوب به دوره اشکانیان است از جمله شاهکارهای هنر و معماری پارتیان
به شمار میرود. میان شیوه معماری پارتی و ساسانی در بنیاد ساختمانها چنان
همبستگی و نزدیکی وجود دارد که هنوز گروهی ازصاحبنظران، در انتساب پارهای
ازآثار به دست آمده به این دو دوره، دچارتردیدند. به طورنمونه، در انتساب
کاخ مداین درتیسفون به یکی از این دو دوره، هنوز اظهارنظر قطعی نشده است.
صرفنظر از جهات تاریخی در معماری ساسانی، چنان عوامل معماری اشکانی بیکم
و کاست پیموده شده که گویی با تغییر شاهان «هیچ دگرگونی در طریقه ساختن
بناها پیش نیامده است».
ساسانیان از ایالت پارس برخاستند و برای تشکیل یک سلسله ملی، خود را وارث
دودمان هخامنشی خواندند. ساسانیان، مذهب زرتشت را رسمیت بخشیدند و هنری
پدید آوردند که از حیث عظمت با هنر روم و بیزانس برابری میکرد و گاه بر
آن برتری داشت.
حتی پس از فتوحات اعراب، آنچه به عنوان هنر اسلامی از آن یاد میشود، تحت هنر ساسانی متأثر بود.
بهترین شیوه طاق زدن بر بناهای مربع شکل، در معماری ایرانی و حتی معماری
غربی، از آن ساسانیان است. معماران آن دوره در پوشاندن فواصل وسیع با
مواد سخت توفیق یافته بودند. بعضی از اصول معماری ساسانی بود که راه را
برای ترقی معماری گوتیک در اروپا باز کرد. در مجموعه هنر معماری این دوره،
یگانگی و پیوند خاصی دیده میشود. اساس معماری گنبد است و ایوان، طاق
نماها، اتاقها و طاقهای گهوارهای که اغلب در اطراف یک یا چند حیاط قرار
گرفتهاند.
هنرهای گچبری، موزاییک کاری و نقاشی دیواری، تزیینات بناهای ساسانی را
شامل میشوند. درتنوع آثار ساسانی تأثیر همسایگان به خوبی آشکار است؛
ازجمله تصاویر موزاییکی که ازکاخ فیروزآباد (کاخ بیشابور) به دست آمده، به
روش رومیان موزاییک شده است. در این موزاییکها تعداد بسیاری تصاویر از
نوازندگان و انسانهای دیگر به سبک ایرانی نقش شدهاند. از دیگر تزیینات
این دوره، باید به حجاریهای سنگی ساسانیان اشاره کرد. حجاریهای این دوره
درنوع خود بینظیرند، مانند نقوش حجاری شده طاق بستان در کرمانشاه و نقش
رستم.
به طورکلی، معماری عهد ساسانی براساس معماری سنتی و برای نواحی خشک مرکزی
و شرقی ایران پدید آمده بود. بدین معنی که در ابنیه ساسانی اعم از کاخها و
آتشکدهها، پوششهای گنبدی و ساختن ایوانهای دارای طاق ضربی و چهارطاقهای
مخصوص آتشکده متداول و اساس معماری این زمان بوده است. تعدادی ازبناهای
ساسانیان که بقایای آنها بر جای مانده است، مانند کاخهای فیروزآباد، کاخ
سروستان در فارس و ایوان مداین در تیسفون، ایوان کرخه در خوزستان همچنین
آتشکدههایی با نامهای تپه میل میان تهران ـ ورامین، آتشکده
نیاسردرکاشان، آتشکده آذرگشنسب در تخت سلیمان و چهار قاپی در قصرشیرین و
غیره تا حد بسیاری وضع معماری را در دوره ساسانیان آشکار میکنند.
هنر ایران اسلامی
چون اسلام در قرن هفتم میلادی، بخشهای عمدهای از جهان متمدن را فرا
گرفت، چهره بسیاری از کشورها دگرگون شد. با ورود تدریجی اسلام به این
کشورها، نژادهای گوناگون، از اسپانیا تا هند در ساختن تمدن تازه که «تمدن
اسلامی» نام دارد، شریک شدند. پیداست که در این میان سهم همه ملتها یکسان
نیست و آنهایی که با میراثهای غنی پیش میآمدند، در ساختن بنای فرهنگی
تازه اثربخشتر بودند.
از جمله کشورهایی که در این تمدن سهم عمده دارد، ایران است. پس از فتوح،
ایران دین اسلام را پذیرفت و ایرانیان هیچ مانعی نمیدیدند در همان جایی
که پدرانشان «اهورمزدا» را پرستش میکردند، اکنون خدای یکتا، را ستایش
کنند. شاید در نتیجه همین طرز فکر بود که در همان اوایل، آتشکدههای دوره
ساسانی را تبدیل به مسجد کردند. مسجد یزدخواست (بین اصفهان و شیراز) یکی
از این مساجد است. با انتشار بیشتر اسلام در این سرزمین، در هر گوشهای
ساخت مساجد آغاز شد.
مساجد اولیه طرح و نقشه بسیار سادهای داشتند. گو اینکه از معماری اولیه
این دوره، نشانههای اندکی به دست آمده، امّا با توجه به همین نمونهها
میتوان گفت که طرح ونقشه این مساجد شامل یک صحن یا حیاط مستطیلی در وسط
سلسله طاقهایی در اطراف ودر سمت جنوب، یعنی قبله، شبستانی است که به کمک
ستونهایی، سقف بر آن سایه گسترده است. در این قرون، معماران ایرانی چندان
به دنبال ابداع نبودند، بلکه تنها میکوشیدند آنچه را موجود بود، کاملتر
کنند. گنبدهای سنگین ساسانی در این زمان بر فراز پایه هشت ضلعی منظمی قرار
گرفت و مساجد به تقلید طرحهای محلی، به صورت بناهایی شبیه چهارطاقی ساسانی
ـ البته به صورت کاملتر ـ بنا شد.
کیفیت بنای پایهها و ستونها و احداث ایوان بلند و طویل و به کار بردن
مصالح ساختمانی و تزیینات آجری و گچبری در مساجد این دوره، عناصر ساختمانی
ساسانیان را در معماری مسجدسازی نشان میدهد و نفوذ معماری ساسانی در
بناهای مذهبی به درجهای میرسد که به تدریج اصول معماری اسلامی بر شالوده
معماری ساسانیان پایهگذاری میشود.
همانطوری که گفته شد، از معماری اولیه دوره اسلامی در ایران نمونههای
اندکی بر جای مانده است: بناهایی مانند تاریخانه دامغان، مسجد جامع
نائین، مسجد جامع شوشتر و چند بنای دیگر، نمونههای اندکی است از آن زمان
که بعضی از آنها از میان رفته یا تغییر شکل یافتهاند.
کهنترین مسجدی که از این دوره بخوبی مانده، مسجد تاریخانه دامغان است.
گرچه کتیبهای که تاریخ بنای این مسجد را معلوم کند، وجود ندارد، ولی
ازسبک معماری بنا میتوان آن را متعلق به اواسط قرن دوم هجری دانست. مسجد
بسیار ساده و عبارت است ازحیاطی مربع شکل و تالاری ستوندار در سمت قبله و
یک ردیف رواق در اطراف حیاط، مناره مسجد متعلق است به دوره سلجوقیان، زیرا
بر بدنه آجری آن، کتیبهای به خط کوفی نصب شده است. اهمیت این مسجد نه
تنها به خاطر سبک اولیه آن است، بلکه از این روست که بسیاری از اسلوب
ساختمان دوره ساسانی را نیز داراست.
مسجد جامع نائین یکی دیگر از معروفترین بناهای این دوره، در زمان آل بویه (اواخر قرن سوم یا آغاز قرن چهارم قمری) ساخته شده است.
این مسجد شامل حیاطی چهارگوش است که در سه سوی آن تالارهای ستوندار و در
طرف شمال یک ردیف رواق ساخته شده است. صحن مسجد به گونهای است که گویا
معمار یا سازنده آن به طرح بناهای چهار ایوانی نظر داشته است؛ زیرا طاقهای
میانی آن ازدیگر طاقها بلندتر و وسیعتر است. دیوارها، طاقها و جرزها و
قسمت محراب با گچبری تزیین شده است. گچبری بسیار متنوع این مسجد از
ویژگیهای هنری آن محسوب میشود. اهمیت دیگر این مسجد، وجود منبر و در چوبی
آن است، هنر معماری اولیه اسلام در ایران را به ساخت بنای مسجد نمیتوان
محدود کرد: در این دوره ساختن مقبره هم مرسوم بود و از سده چهارم قمری به
بعد برپایی مقبره و برجهای مقبرهای رواج داشت و آرامگاههایی از آن زمان
به جای مانده است. از جمله میتوان به مقبره اسماعیل سامانی در بخارا و
برج قابوس در شهر کنونی گنبدقابوس اشاره کرد. در باره موارد استفاده از
این مقبرهها و برجهای مقبرهای گفتهاند که این برجها، راهنمای مسافران
و کاروانیان در بیابانها بوده است یا اگر کسی از کاروانیان فوت میکرد، در
این آرامگاهها یا برجها، که یقیناً بانی آنها هم در آنجا دفن بود، به خاک
سپرده میشد. نمونههای بسیاری از این گونه مقابر در دورههای بعدی در
گوشه و کنار سرزمین ایران بنا شده است، چون برج رسکت در قائمشهر، برج
لاجیم در سوادکوه مازندران، برج رادکان در کردکوی گلستان و برج مقبرهای
پیر علمدار در دامغان. این برجها معمولاً در جاهای رفیع و به شکل مدور با
کلاهکی مخروطی و نیم کره ساخته شدهاند.
سلجوقیان
سلجوقیان طایفهای از ترکان غـُز بودند که در دشتهای نزدیک دریاچه آرال و
سواحل شرقی دریای مازندران و در درههای سیحون و جیحون سکونت داشتند. پس
از مرگ سلطان محمود غزنوی طغیان کردند و سرکرده آنها طغرل بیک در مدتی
کوتاه توانست شمال ایران و سپس جنوب و غرب و به سال 450 ق. بغداد را تصرف
کند. ترکان سلجوقی توانستند قلمرو حکومت و فتوحات و کشورگشایی خود را تا
سواحل مدیترانه ومرزهای امپراتور روم شرقی و تا بینالنهرین و آسیای صغیر
و قفقاز گسترش دهند و در 470ق. حکومت آنها، امپراتوری زمان بود.
در دوره سلجوقیان، هنر ایرانی گامی بزرگ برداشت و تاریخ هنر ایران،
یکی از درخشانترین دورههای خود را در این روزگار سپری کرد. در این زمان،
شهرهای اصفهان، مرو، نیشابور،هرات و ری مرکز و مجمع صاحبان هنر و پیشه
بوده است واکنون بسیاری از آثار این هنرمندان، در موزههای داخلی و خارجی
دیده میشود. شاهکارهای هنری این هنرمندان شامل معماری، سفالسازی،
فلزکاری، کتابسازی، خطاطی، تذهیب، نگارگری و بافندگی است. به همین سبب
دوره سلجوقی از لحاظ شیوه کار هنری در تاریخ ایران مشهور است.
هنر معماری در این دوره درخشان و شکوفا به درجه کمال رسید و هنرمندان و
معماران چیرهدست آثار فراوانی پدید آوردند. سلجوقیان در معماری به عوامل
و عناصری دست یافتند که با آنها بتوان مسجدی بزرگ با حیاط مرکزی و چهار
ایوانی و تالار مربع گنبددار، بناهای بزرگ به وجود آورد. این شیوه
ساختمان، اساس معماری مذهبی و کاروانسرا و مدرسهسازی ایران است. در این
زمان مسجد درشکل تکامل یافته ایرانی خود دارای این ویژگیها شد. در ابتدا
محور طولی بنا، سر در ایوان قرار دارد که در برابر آن صحن باز واقع است.
دو ایوان در محور طولی و دو ایوان در محور عرضی قرار دارند و شبستانهای
گنبددار در پشت طاقنماها واقع شدهاند و در انتهای محور طولی مسجد، محراب
جای گرفته است. این نوع نقشه و طرح را میتوان درمساجد جامع اصفهان، مسجد
جامع زواره نزدیک اردستان، مسجد جامع اردستان، مسجد قزوین و مسجد جامع
گلپایگان، دید. امّا کاملترین نمونه چهار ایوانی مسجد جامع اصفهان است که
مجموعه کاملی از تزیینات دوره اسلامی ایران را دربردارد. این بنای تاریخی
که به دستور ملک شاه سلجوقی ساخته شد، در حقیقت مجموعهای است ازتحولات
معماریها و آثار هنری ایران در هزار سال اخیر. دو گنبد خواجه نظام الملک
در قسمت جنوبی و گنبد تاجالملک در قسمت شمالی مسجد، از نظر تکنیک و
زیبایی اثر بسیار چشمگیری از دوره سلجوقی است. بنابه گفته پروفسور آرتور
اپهام پوپ : «داخل گنبد تاجالملک، معماری گوتیک را به خاطر میآورد».
ایوانهای چهارگانه مسجد هر کدام شاهکاری از هنرهاست .
شبستانهای مسجد و همچنین محراب زیبای اولجایتو محمد در پشت ایوان غربی
ازجمله زیباترین آثار هنری ایران به شمار میروند. در این مسجد زیبا و
کامل بجز سبکهای مختلف معماری، انواع خطوط کوفی، ثلث و نستعلیق به کار
رفته است. علاوه بر مسجد باید از مدرسهها وکاروانسراها و مقبرههای این
دوره هم نام برد. طبق مدارک تاریخی، تعداد بسیاری مدارس در شهرهایی چون
بغداد، نیشابور، توس، اصفهان، هرات، بلخ و ری بنا شده بود. بخش اعظم
بناهای غیرمذهبی در این دوره، شامل کاروانسراهاست. اگرچه شبکه راه و ایجاد
جادههای خوب، شاهرگ حیاتی تجارت یک کشور محسوب میشود، امّا در گذشتههای
دور، بدون وجود کاروانسراها و مسافرخانهها و ایستگاههای میان راه،
استفاده مطلوب از جاده امکان نداشت. یکی ازکاملترین کاروانسراهای این
دوره «رباب شرف» در 70 کیلومتری جنوب سرخس در راه قدیمی نیشابور ـ مرو
است. با وجود خرابیهای ناشی ازمرور زمان، هنوز بسیارزیبا و کامل است. این
کاروانسرا دو حیاط در شمال و جنوب دارد و در هر یک از این حیاطها چهار
ایوان ساخته شده است. در اطراف حیاطها، اتاقهای متعددی وجود دارد که جای
اقامت و استراحتگاه کاروانیان بوده است.
مقبرههای دوره سلجوقی به دوگونه مختلف ساخته شدهاند: به شکل برج و به
شکل گنبد، با طرحهای چهار ضلعی، چند ضلعی، دایره یا ترکدار بیشتر
مقبرههای این دوره دو طبقهاند: طبقه بالا مسجد وطبقه زیر یا دخمه جای
دفن اجساد. درون بیشتراین مقبرهها را یک سقف یا قبه نیم دایره شکل و در
خارج، متناسب با بدنه مقبره با گنبد هرمی یا مخروطی یا قبهای پوشانیده
شدهاند. از نمونههای خاص این نوع معماری است. مقبره سلطان سنجر در مرو و
گنبد سرخ در مراغه، و سه گنبد در ارومیه، با طرح دایرهوار و برج
مهماندوست دامغان و برج طغرل در شهر ری با طرح ترکدار. برجهای خرقان و
برج دماوند و گنبد علی در ابرکوه و گنبد کبود در مراغه (هشت و ده ضلعی
هستند).
باید به تزیینات ساختمانها هم نظری بیفکنیم: سطوح خارجی دیوار بناها با
آجر نماسازی میشدهاند. کاربرد آجر در معماری این دوره بسیار رواج پیدا
کرد و از انواع طرحهای هندسی در آجر استفاده میشد. هنر آجرتراشی و تزیینی
بنا با آجرهای تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بوده است. در
کنار این تزیینات بسیار زیبای آجری، کتیبهها و خطوط تزیینی، با استفاده
از آجر تراشیده، یکی از ویژگیهای معماری سلجوقیان است.
ظروف سفالینی سلجوقیان هم به زیبایی کاشیهای آن دوره ساخته میشد. ظروف
باقی مانده ازاین دوره از نظر تزیین و رنگآمیزی شامل ظروف مینایی، طلایی،
فیروزهای و ظروف سفید هستند که اغلب بدنه این ظروف با مجالس بزم، رزم یا
شکار مزین شدهاند؛ به گونهای که میتوان بهترین مینیاتور زمان سلجوقیان
را در روی ظروف سفالی آن مطالعه کرد.
شیشههای دوره اسلامی که آغاز آن (قرن هفتم و هشتم میلادی) قرن اول قمری
است، از آمیختگی میان تمدنهای امپراتوری روم شرقی (بیزانس) و پارت و
ساسانی، در ایران حاصل شده است. با توجه به اشیاء شیشهای کشف شده، این
هنر در سمرقند، شهر ری، جرجان و نیشابور رونق بسزایی داشته است. وجود
اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم قمری حکایت از رونق صنعت
شیشهگری در دوره سلجوقی میکند و با کشف اشیای شیشه در جرجان ونیشابور
میتوان نواحی خراسان و گرگان را از جمله مراکزساخت اشیای شیشهای دانست.
در این زمان همراه با پیشرفت کلی و کیفی هنر سفالسازی وشیشه، صنعت
فلزکاری نیز مانند دیگر هنرها راه کمال میپیمود. برخی از این ظروف را به
طور مشبک ساخته و برخی دیگر را با نقوش کندهکاری زینت دادهاند. در این
صنعت، ترصیعکاری به ویژه نقرهکوبی در تصاویر وکتیبهها بسیار دیده
میشود. در این زمان «خراسان» در امرتولید آثار فلزی دارای موقعیت ممتازی
بوده است. ادامه این هنر را میتوان در این زمان در بینالنهرین و در موصل
پی گرفت. علاوه بر ظروف مفرغی و برنجی، آثار طلایی و نقرهای فراوانی از
دوره سلجوقیان در دست است که ثابت میکند جواهرسازی هم دراین زمان رونق
داشته است.
بافندگی ازصنایعی است که همیشه در ایران مقامی والا داشته و وتکه پارچهای
که از این دوره به دست آمده است، حاکی از وجود صنعت پارچههای ابریشمی در
دوره سلجوقیان است. این پارچهها چندان ظریف و زیبا هستند که با تغییر نور
تغییررنگ میدادند. صنعت نساجی این زمان از نظر بافندگی، ابتکار انواع
طرحها و زیبایی و تنوع رنگها به درجهای عالی رسیده است و شهرهای ری،
کاشان و یزد مراکز بزرگ و هم بافندگی این عصر بودهاند. صنعت قالی بافی هم
در دوره سلجوقیان رواج داشته است. شکی نیست که ایران در قالیبافی
بزرگترین مرکز شرق بوده و دیگرمراکز در این فن از او تقلید و اقتباس
کردهاند. کهنترین قالیهای معروف ایران مربوط به قرن ششم قمری در دوره
سلجوقیان است. امّا فراموش نباید کرد که فرش پازیریک در دوره هخامنشیان و
همچنین قالی چهارفصل یا بهارستان دوره ساسانیان از شاخصترین نمونههای
قالی هنری در ایران به شمار میروند.
ایلخانیان و تیموریان
مغولان همچون سلجوقیان با خود متاع فرهنگی وفکری ناچیزی به ایران آوردند.
امّا در مواردی ازصنعت و هنر به پایه بلندی رسیدند، از جمله مینیاتورسازی
و نقاشی و تذهیب کتاب از این عصر آغاز شد. مغولان به تدریج در برابر
هنرهای ایران تحت تأثیر فرهنگ ایران و فرهنگ اسلامی قرارگرفتند و با
پذیرفتن دین اسلام حامی علم و ادب و هنرهای اسلامی شدند، به طوری که دربار
آنان در بغداد، تبریز و سلطانیه مرکز اهل علم و رجال ادب و هنر گردید.
شهرهای مراغه، تبریز و سلطانیه از مراکز مهم قدرت سیاسی در این عهد
بودند. رصدخانه معروف مراغه، و تأسیس شهر سلطانیه مربوط به این زمان است.
در این دوره بناها، به ویژه ساخت مقبرهها و آرامگاههای برج مانند به
همان شیوه دوره سلجوقیان ادامه یافت. همچنین نقشه چهار ایوانی که ازپیش
متداول بود، دردوره ایلخانیان نیز برای بناهای مذهبی مانند مسجد وبناهای
غیرمذهبی مانند کاروانسرا به کار میرفت.
معماری دوره مغول، مانند دوره سلجوقیان، هم جنبه عمومی داشت و هم جنبه
محلی و همانطور که بنای مسجد جامع اصفهان دوره سلجوقی برای معماران دیگر
مساجد سرمشق بود، معماران دوره مغول روشهای مراکز بزرگ مثل سلطانیه را
اقتباس میکردند و در کنار سنتهای محلی به کار میبردند. همچنین در دوره
مغول به تزیینات بناها بسیار توجه میشد. این امتیازات از مشاهده مسجد
جامع ورامین، مسجد گوهرشاد مشهد و مسجد کبود تبریز به خوبی ثابت میشود.
سردر مسجد ورامین با کاشیها و آجرهای قهوهای رنگ تزیین یافته است. این
مسجد نه تنها از لحاظ ساختمان عظیم و گنبد آجری آن اهمیت دارد، بلکه به
خاطر تزیینات کاشیکاری معرق و گچبری و کتیبههای تاریخی آن جزء آثار مهم
هنری ایران به شمار میرود.
مسجد گوهرشاد اگرچه سر در و مدخل مستقلی ندارد و یکی از مجموعه بناهای
آستانه امام رضا(ع) است، امّا طاق عظیم ورودی آن مملو از کاشیکاری و
کتیبههای مفصلی است. بنای مسجد گوهرشاد از هر جهت زیبا و کامل و یکی
ازشاهکارهای معماری دنیاست. مسجد کبود تبریز از بهترین بناهای قرن نهم
قمری است که در زمان جهانشاه قراقویونلو به دستور دخترش صالحه خاتون بنا
شده است. نقشه این مسجد شباهت چشمگیری به نقشه مساجد عثمانیها دارد. این
مسجد اگرچه فاقد صحن و حیاط مرکزی است، امّا صحن مرکزی که با گنبد پوشیده
شده، به صورت چهار ایوانی ساخته شده است. ورودی مسجد با تزیینات کاشیکاری
در کمال زیبایی و ظرافت زینت شده است. دراین کاشیها رنگهای آبی روشن، آبی
پررنگ، خاکستری و سبز چمنی وپررنگ به کار رفته و در برخی موارد، گل و بوته
و شاخههایی با طلاکاری در آن دیده میشود. کاشیکاری و رنگآمیزیها در این
مسجد همانگونه است که هنرمندان در تزیین و تذهیب صفات کتابها به کار
میبردند.
علاوه بر معماری مساجد این دوران، باید به مقبرهها یا آرامگاههای این
زمان هم اشاره کرد. مانند گنبد سلطانیه که یکی از زیباترین بناهای اسلامی
و شاهکاری از معماری دوره ایلخانی است. بنای عظیم گنبد سلطانیه یا مقبره
سلطان محمد اولجایتو (خدابنده) که در اوایل قرن هشتم قمری در نزدیکی زنجان
ساخته شده است. بلندی این بنای هشت ضلعی منتظم قریب 50 متر و بدنه اصلی
گنبد و تمامی ساختمان با آجر ساخته شده که روی آن با کاشی فیروزهای،
لاجوردی و آبی تزیین شده است. گنبد از بیرون، یکپارچه ازکاشی فیروزهای
پوشیده شده و در قاعده آن یک نوار پهن مزین به خط کوفی، تماس رنگ روشن
فیروزهای را با آبی پررنگ لاجوردی، مقرنسها را متعادل میکند. این گنبد
را طوری ساختهاند که بدون ساختن ابنیه متصل و مجاور به آن با ابتکارات
هوشمندانه فشارهای جنبی گنبد را به جانب زمین منحرف کردهاند. در هشت گوشه
یعنی محل تقاطع اضلاع بدنه ساختمان منارههایی به ارتفاع 5/3 متر تعبیه
شده که فشار وارده گنبد را عموداً خنثی نماید.
طرح بنای این گنبد که از بناهایی مانند مقبره اسماعیل سامانی و مقبره
سلطان سنجر در مرو الهام گرفته، به عنوان سرمشق و مدل در بناهای دیگر، در
ایران یا خارج ایران مورد استفاده قرار گرفته است، مانند مقبره امیرتیمور
و تاج محل در هند، گنبد غفاریه در مراغه، مقبره علاءالدین در ورامین،
مقبره تیمور در سمرقند، هر کدام زیبایی خاص خود را به نمایش گذاردهاند.
تزیینات آجرکاری و کاشیکاری رنگی گنبد غفاریه که با طرح هندسی و گل بوته
آرایش شده یا خطوط هندسی زیبای مقبره علاءالدین توأم با مقرنسهای زیر
کلاهک مخروطی آن یا گنبد کاشیکاری فیروزهای رنگ با طرح ترکدار در مقبره
تیمور، از زیباترین و چشمگیرترین بناهای این دوران هستند. جلوههای این
زیباییها را میتوان در دیگر بناهای این دوره مثل کاروانسراها و مدرسه هم
دید. ایلخانیان برای توسعه و پیشرفت اقتصاد در نقاط کشور؛ به ویژه در
ناحیه شمالی و آذربایجان تعداد بسیاری راههای ارتباطی ساختند و برای آسایش
کاروانیان در مسیر این راهها و جادهها کاروانسراهای بزرگ و زیبایی با
توجه به اقلیم احداث کردند. چون کاروانسراهای سرچم در بین راه زنجان و
میانه، یا رباط سپنج در 50 کیلومتری شمال شاهرود.
در نزدیکی مرزافغانستان در چهار کیلومتری شرق شهر خواب و کنار دهکده
خرگرد، مدرسه غیاثیه را به سال 848ق./ 1445م. دو معمار ایرانی، استاد
قوامالدین شیرازی و غیاثالدین شیرازی بنا کردند. بانی این مدرسه، خواجه
غیاثالدین پیراحمد خوافی وزیر سلطان شاهرخ بهادر تیموری است. این مدرسه،
یکی از مدارس کامل چهارایوانی نیز هست. کاشیهای معرق و آجرهای تزیین شده
مدرسه شهرتی خاص دارند.
دوره مغول از لحاظ هنری، مانند زمان سلجوقیان عصر ابتکار و ابداع نبود،
با اینهمه در پارهای بخشهای هنری، پیشرفتهای عمدهای حاصل شد. در معماری
به آرایش وتزیین بیشتر از طرحهای جدید توجه میشد. مینیاتورسازی ایران و
نقاشی کتاب از این دوره آغاز شده و در آسمان هنر ایران درخشید. فن کتابت و
استنساخ کتاب در دوره تیموریان به اوج عظمت و کمال خود رسیده است.
همچنین باید افزود که بر قطعات باقی مانده ظروف سفالی لعابدار این دوران
تأثیر صنایع چینی کاملاً مشهود است و میتوان چنین حدس زد که از جمله
کالاهای وارداتی دراین دوره ظروف چینی بوده است وسفالسازان ایرانی نیز به
تقلید از این ظروف پرداختهاند. امّا در امر کاشیکاری باید گفت که در این
راه تکامل و پیشرفت بسیاری صورت گرفت. در میانه این کاشیها معمولاً شکل
انسان یا جانور به صورت لعاب داده و برّاق نقش شده است ونوشته دور آن به
رنگ سفید بر زمینه سورمهای است. نیز در این دوره، محرابهایی با کاشی
ساخته شده که در نوع خود بینظیرند. به طور کلی میتوان گفت که صنعت
کاشیسازی با بهترین رنگها و لعابها و بریدن کاشی به قسمتهای ریز برای
تشکیل قطعات بزرگ موزاییک یا معرق درزمان مغول و به ویژه در عصر تیموریان
تکامل یافت وبه اعلاء درجه ترقی رسید.
هنر دوره صفویه
یکی از درخشانترین دورههای هنر ایران پس ازاسلام دوره صفویه است. در
سال 907 قمری (1502م.) شاه اسماعیل، سلسله صفوی را تأسیس کرد. در این دوره
مراکز و کانونهای صنعتی وهنری در ایران افزایش یافت، در ابتدای تأسیس این
سلسله، تبریز پایتخت بود و به همین سبب این شهر مرکزی شد برای فعالیتهای
هنرمندانی مانند خطاطان، تذهیبکاران، نقاشان و صحافان و همچنین
هنرمندانی که در دیگر فنون و صنایع کار میکردند و هنرمندانی که درصنایع
منسوجات و بافت پارچه به کار میپرداختند.
دراواخر قرن دهم قمری، در زمان شاه عباس پایتخت از قزوین به اصفهان انتقال
یافت. با انتخاب پایتخت جدید، این شهر به عنوان یکی ازدرخشانترن شهرهای
شرق گسترش پیدا کرد. بازارها، کاخها، مساجد، باغها، پلها در نقشه شهر
گنجانیده شده بود. در این زمان همه بناهای مذهبی با تزیینات کاشیکاری
آرایش شدند. بناهای مسجد شیخ لطفالله سر در قیصریه و مسجد امام (شاه)
درمیدان نقش جهان با کاشیهای معرق مزین شدند. آجرهای مربع کاشی منقوش،
معروف به آجرهای «هفت رنگ» در بناها به مقیاس گسترده مورد استفاده قرار
گرفت. نقش و نگار کاشیها و رنگهای آنها زینت خاصی به بناهای این دوره
بخشیده است. نه تنها دیوارها، بلکه گنبدها، ایوان، طاقنماها سردر
ورودیها و مناره با کاشی و موزاییک آراسته شد. ساخت سردرهای بزرگ با
کاشیهای شفاف و گچبری مقرنسکاری در عصر صفویه پیشرفت بسیار داشت. ترکیب
سردر برزگ و منارههای طرفین آن با صحن چهار ایوانی و ساختمانهای اطراف آن
و قراردادن گنبد به گونهای که با همه ساختمان متناسب باشد، درمعماری زمان
صفوی به درجه کمال رسید. با توجه به امنیت ایران در این دوره بناهایی بزرگ
و عالی مانند کاخهای عالی قاپو، چهل ستون، هشت بهشت و تالار اشرف در
اصفهان و بقعه شاهزاده حسین، سردر عالیقاپو و چهلستون در قزوین ساخته
شدند. دیوارهای این کاخها ازکاشیهای خوش آب و رنگ پوشیده شده ومیان مجموع
آنها با نقوش نقاشان معروف آن دوره پیوند هست. سقفها و دیوارها نیز غالباً
با منبتکاری تزیین میشدند.
تزیینات چوبی در بناهای غیرمذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان
بیشتری ازتذهیبکاری و نقاشیهای لاکی استفاده میشد. طرحهای آنها با هنر
مینیاتور دارای رابطه نزدیکی بود. کندهکاری و خراطی به ویژه در درها و
سقفها خود هنر خاصی دراین دوره بوده است. نقاشیهای دیواری (فرسک) در کاخ
عالیقاپو، قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینهکاری به عنوان نوعی تزیین
جدید دربناها، مانند آیینه خانه، مورد استفاده قرار گرفته است.
به طور کلی قرن دهم ویازدهم قمری، به عنوان دوران شکوفایی هنرهای اسلامی
ایران، و اصفهان یکی از مهمترین و زیباترین شهرهای این دوره بوده است.
بناهای بزرگ شهر اغلب با کاشیکاریهای زیبا تزیین شدهاند. وقتی شاه عباس
اصفهان را پایتخت خود قرار داد، نقشه جدیدی برای شهر طرح کرد: خیابان بزرگ
و معروف چهارباغ را او ساخت و طرفین خیابان را دستور داد درخت بکارند. این
خیابان به پل بزرگی که روی زاینده رود است، میرسد. در میانه شهر، میدان
بزرگ «نقش جهان» قرار دارد. مسجد امام (شاه) درسمت جنوب و قصر عالیقاپو
در مغرب و مسجد شیخ لطفالله در مشرق و سردر بازار قیصریه در شمال آن جای
گرفتهاند. این میدان جای چوگانبازی بوده و دروازههای سنگی که برای این
بازی ساخته شده، هنوز در دو سوی میدان موجود است. در چهار سوی این میدان
قریب دویست باب حجرات در دو طبقه ساخته شده است.
بنای مسجد امام (شاه) که در جنوب میدان واقع شده، از لحاظ معماری و
کاشیکاری و حجاری و عظمت گنبد و منارههای بلند آن، از شاهکارهای قرن
یازدهم قمری است. کتیبه سر در اصلی مسجد بر روی کاشی معرق وبه خط ثلث
علیرضا عباسی نوشته شده و تاریخ 1025 ق. بر آن است. معمار این مسجد «استاد
علیاکبر اصفهانی» و مباشر ساختمان «محب علی بیگالله» بودهاند.
عالیقاپو با ایوان بلند آن در مغرب میدان جای دارد. عالیقاپو دارای
جلوخان و شش طبقه ساختمان است که در هر طبقه تزیینات و گچبری و نقاشی
موجود است. ایوان رفیع آن با ستونهای چوبی وسقف خاتم نیز بسیار جالب است.
مسجد شیخ لطفالله که در شرق میدان واقع شده، گنبد زیبایی دارد که از کاشی
پوشیده شده و طرح آن نقش تاک یا اسلیمی بزرگ است و با شکل و اندازه گنبد
تناسب کاملی دارد. راهروی مسجد که به شبستان و محراب بینظیر آن منتهی
میشود، دارای کاشیکاری خشتی بسیار زیبا و پنجرههای سنگی مشبک است.
کاشیکاری داخل شبستان شامل کاشیهای هفت رنگ و معرقکاریهای زیباست و
کتیبههای معرق و قطار و پیچ کاشیس فیروزهای و پنجرههای مشبک کاشی است،
طرح نقوش و رنگآمیزیهای متنوع و الوان نارنجی و لاجوردی، جلال و زیبایی
خیرهکنندهای به این شبستان بخشیده است. کاشیکاری سقف داخلی شبستان، با
طرح لوزی و ریزهکاریهای خاصی که در آن به کار رفته اعجابانگیز است.
محراب کاشی معرق و مقرنسکاری آن نیز در زمره آثار مهم هنری است از لحاظ
صنعت کاشیپزی و معرقکاری، شاهکاری به شمار میرود.
سردر بازار، بخش شمالی، علاوه بر کاشیکاری زیبا، مجالس نقاشی زیبایی دارد
که قسمتی از آن شامل تصاویر جنگ شاه عباس با ازبکان و مجالس بزم شاهی است.
کاخ چهلستون، با 20 ستون چوبی بلند در ایوان، و تالار آیینه با سقف منقوش
و زراندود و منبتکاری وگچبری و نقاشیهای عالی، یکی از مشهورترین کاخهای
این دوره است.
قصر هشت بهشت نیز از نظر بُعد مناظر باغ به میزان وسیعتری اهمیت معماری
دارد. این قصر را برای جشنهای مجلل درنظر گرفته بودند. شهرت این کاخ گذشته
از جنبه معماری وزیبایی، به سبب استفاده ازسنگهای مرمر و طاق مقرنسکاری و
نقاشی مناظر کاشیکاری خاص آن است. آیینهکاری این کاخ عامل دیگری در
زیبایی بنا بوده است.
تالار اشرف، شامل یک تالار بزرگ و دو اتاق در کنار آن است. اهمیت این بنا
گذشته از نظر معماری وسقفهای بزرگ ضربی، به خاطر مقرنسکاری و نقاشی و
تصاویر طلاکاری سقف و شاهنشین آن است.
مدرسه چهارباغ با سردر ورودی و گنبد و دو مناره رفیع از نظر شیوه کاشیکاری
و رنگآمیزی جلب نظر میکند. بنای زیبای این مدرسه و کاروانسرا، و بازار
در خیابان چهارباغ احداث شده است.
به امر شاه عباس، در سراسر ایران، کاروانسراهای بزرگی نیز اغلب از آجر و
گاهی ازسنگ ساخته شده است. در این دوره به علت دو جنبه مهم مذهبی و
اقتصادی، تعداد زیادی کاروانسرا ساخته شد. شیوه ساختمانی کاروانسراها
بیشتر چهار ایوانی است، ولی انواع دیگری مانند مثلث، هشت ضلعی، دایره،
کوهستانی و متفرقه در بین این بناها دیده میشود. از کاروانسراهای این
دوره مهیار در اصفهان، کاروانسرای بیستون درکرمانشاه، کاروانسرای مادرشاه
و شیخ علی خان در اصفهان و امینآباد را میتوان نام برد.
در دوره صفویه همچنین تعداد زیادی پل ساخته شد. معماری این پلها از نظر
زیبایی و شیوه پلسازی بسیار چشمگیرند. پل الله وردی خان یا 33 پل در
انتهای خیابان چهارباغ در اصفهان در دو طبقه بر روی رودخانه زاینده رود
واقع شده و 300 متر طول و 14 متر عرض دارد. در دو سوی جاده اصلی، راهروی
سرپوشیدهای برای پیادهروان ساخته شده است.
پل خواجو که بر روی زاینده رود ساخته شده، از نظر معماری و کاشیکاری مشهور
است. طول پل 132 متر و عرض آن 12 متر است. این پل چیزی بیش از وسیله عبور
از رودخانه بوده، از لحاظ تناسب و جلوه، زیبایی چشمگیری دارد. این پلها نه
تنها برای عبور بلکه برای توقف نیز طراحی شده است و در آنها جاهایی برای
تفریح و درنگ وجود دارد. در سراسر طول پل، غرفههای کوچک زیبایی تعبیه شده
که با کاشی و نقشهای دیواری زیبایی آراسته است.
از زمان صفویه بناهای تاریخی بسیار دیگری در ایران وجود دارد، چون مجموعه
بقعه شیخ صفی در اردبیل، بخشهایی ازمجموعه آستان قدس رضوی(ع) در مشهد.
مجموعه بنای کنونی بقعه شیخ صفی شامل مجموعهای از گورهای شاهان شاهزادگان
دوره صفوی و چند ساختمان دیگر به نام چینی خانه، مسجد و جنتسرا، حرم
خانه، خانقاه چراغخانه، شهیدگاه و متعلقات دیگر است. مقبره استوانهای شکل
با گنبدی کوتاه پوشانیده شده است و دور برج از خارج دارای کتیبه بزرگی
آجری است و نام «الله» با کاشی روی آن تکرار شده است. آستان پرشکوه قدس
رضوی(ع) طی قرنهای متوالی، زیارتگاه همه مسلمانان جهان بوده و خود شامل
مجموعه متعددی است. گنبد زرین بنا دارای دو پوشش است که پوشش خارجی آن
طلاکاری است. این گنبد کتیبهای به خطر علیرضا عباسی خوشنویس دوره عباسی
دارد. دو مناره طلا بر روی ایوان عباسی و ایوان جنوبی قرار دارند. طلاکاری
ایوان صحنه کهنه به فرمان نادرشاه افشار انجام شده، و از این روست که به
«ایوان نادری» معروف است.
حرم بنای چهارگوشی است که هر ضلع آن تقریباً ده متر است و ازاره آن با
کاشیهای خشتی مزین شده است. این کاشیها با نقش و نگار بدیع و طلاکاری در
زمره زیباترین انواع کاشی است. به طور کلی برخی از بهترین تزیینات و
آیینهکاری ونمونه کاشیکاری سه دوره تاریخی متوالی را در آن مکان مقدس
میتوان دید، زیرا مسجد گوهرشاد در زمان تیموریان، صحن کهنه در زمان صفویه
و صحن نو در دوره قاجاریه ساخته شده است.
با نگرشی کلی به هنرهای این دوره، باید پذیرفت که در دوره صفوی، بار دیگر
عصر نوین ودرخشانی در هنر ایران طلوع کرد. هنر بزرگ ایران، چنانکه برخی به
نادرست تصور کردند، منحصر به دوره پیش از اسلام نیست، بلکه در هر دوره،
هنری که در نوع خود زیبا و کامل بوده پدیدار شده است. در قرن دهم قمری
هنرمندان ایران به مزایا و نتایج تازهای دست یافتند. در آن دوره قالیهایی
بافته شده که تا آن تاریخ نظیر نداشته است. به نوشته پروفسور پوپ
امریکایی: «بعضی از قالی و قالیهای این دوره با نخهای طلا و نقره بافته
شده و رنگ اصلی حاشیه معمولاً با رنگ زمینه آن تباین دارد. یونانیان که از
جلال و شکوه جامههای ایرانی در شگفت بودند اگر جامههای شاهزادگان ایرانی
را در زمان شاه عباس میدیدند چه میگفتند؟ زریهایی که از زر و سیم ساخته
شده بود همچون آب در حرکت و نرم به نظر میآید و بر آنها چنان نقشهای زیبا
به فاصلههای متناسب طرح شده که نه فقط عالی و باشکوه جلوه میکرد بلکه
جلال آنها بارز و هویدا بود».
به راهنمایی و استادی هنرمندانی چون بهزاد، میرک، سلطان محمد و رضا عباسی
نقاشی رنگی وقلمی در رنگآمیزی و زیبایی و تناسب خطوط به درجه کمال و
درخشندگی رسید. لطافت در تجسم و تصور و نشاط و تابش و مهارت با هم ترکیب
شد و یکی از معروفترین و کهنترین هنرها را به درجات تازهای از اعتلا
رساند. علاوه بر هنر نگارگری، قالیبافی، نقاشی، و منسوجات باید به ظروف
سفالی و فلزی این دوره هم توجه کرد.
گفتهاند که شاه عباس صفوی به جمعآوری ظروف سفالین سخت علاقه داشت و
دستور داده بود در عالی قاپوی اصفهان و مقبره شیخ صفیالدین در اردبیل
اتاقهای مخصوصی به این منظور بسازند و جاهایی در دیوار برای نگاهداشتن
ظروف آماده کنند.
در این دوره ظروف سفالین، پیوسته ازچین به ایران آورده میشد وسفالسازان
ایران ازآنها تقلید میکردند. به نوشته شاردن، سیاح فرانسوی : «ظروف
ایرانی در این دوره از لحاظ صافی و شفافی و جنس ازظروف ساخت چین کمتر
نیست». اختیار دو رنگ آبی وسفید در دوره صفوی، برای اغلب ظروف و نیز
پرداخت نقشهای برجسته بر روی طراحیها و اندودکردنشان با لعاب سبز یشمی و
آبی لاجوردی و سورمهای نمودار جنبههای اصلی این تمایلاند.
در فلزکاری عصر صفوی، بر پایه سنتهای قدیم و مهارت فلزکاران این دوره،
هنرمندان چیرهدستی مجال ظهور یافتند. مصنوعات طلاکاری، نقرهکاری و
برنجسازی رونق بسیار داشت و آهن و فولاد نیز گاه طلا و نقرهکوب میشد.
طراحان و نقاشان، این زمان با ابداع شیوههای جدید، موازین تازهای در
سبکهای خود ایجاد کردند. در نقرهکوبی و حکاکی ظروف، پایههای شمعدان یا
بخوردانها، نوشتار اشعار فارسی به خطوط خوش نستعلیق جایگزین کتیبههای
عربی شد.
افشاریه و زندیه
ظهور نادرشاه افشار به سلطنت صفویه خاتمه داد. با آنکه در عالم سیاست
به او اهمیت بسیار داده شده است. امّا در این دوره در عالم هنر پیشرفت
چشمگیری دیده نمیشود؛ تنها زرگری و طلا و نیز میناکاری ترقی داشته اس
منبع : http://www.persian-language.org
دکتر غلامعلی حاتم
منابع:
ـ احسانی، محمد تقی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران، 1368.
ـ بهنام ، عیسی، نخستین جامعههای انسانی در سرزمین ایران، «مجله هنر ومردم» دوره جدید 116، تهران، 1351.
ـ پُرادا، ایدت ، هنر ایران باستان «تمدنهای پیش ازاسلام»، ترجمه یوسف مجیدزاده، تهران، 1357.
ـ پوپ، آرتور اپهام، معماری ایران، ترجمه غلامحسین صدری افشار، تهران، 1366.
ـ پوپ، آرتور اپهام، شاهکارهای هنر ایران، ترجمه پرویز ناتل خانلرزی، تهران، 1338.
ـ جی گلاک، سومی هیراموتو ، سیری در صنایع دستی ایران، ترجمه حمید عنایت و دیگران، تهران، 1355.
ـ حاتم، غلامعلی، نقش و نماد در سفالینههای کهن ایران، «فصلنامه هنر»، شماره 28، تهران، بهار 1374.
ـ صفا، ذبیحالله، میراث فرهنگی ایران، مجله «هنر و مردم» دوره جدید، شماره 77 و 78، تهران، اسفندماه 1347 و فروردین 1348.
ـ فروغ، مهدی، ادراک هنر، مجله «هفت هنر»، شماره 1، تهران، سال 1348.
ـ کریستن سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، تهران، 1334.
ـ گدار، آندره، هنرایران، ترجمه بهروز حبیبی، دانشگاه ملی، تهران، 1358.
ـ گدار، آندره، آثار ایران، ترجمه سروقد مقدم، مشهد، 1367.
ـ گیرشمن، رمان، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، تهران، 1336.
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایران «ماد و هخامنشی»، ترجمه عیسی بهنام، تهران، 1371.
ـ گیرشمن، رمان، هنر ایرانی «اشکانی و ساسانی»، ترجمه بهرام فرهوشی، تهران، 1370.
ـ مشکوتی، نصرتالله، نگاهی به گنجینه باستانی هنر ایران، مجله «هنر و مردم»، دوره جدید، شماره 71، شهریور 1347.
ـ مشکوتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران، 1345.
ـ نصیری انصاری، محمود، سیری در معماری ایران، تهران، 1350.
ـ نیر نوری، حمید، سهم ایران در تمدن جهان، تهران، 1345.
ـ نیلوفری، پرویز، نظری اجمالی به معماری ایران در عهد باستان، مجله «هنر و مردم»، شماره 128، خرداد 1352.
ـ وزیری، علینقی، تاریخ عمومی هنرهای مصور قبل از تاریخ تا اسلام، دانشگاه تهران، 1346.
ـ ورجاوند، پرویز، استمرار هنر معماری و شهرسازی ایران پیش از اسلام دردوران اسلامی، مجله «هنر و مردم»، شماره 18، سال پانزدهم، مهرماه 1356.
ـ ویلسن، کریستی، تاریخ صنایع ایران، ترجمه عبدالله فریار، چاپ دوم، تهران، 1366.
ـ ویلبر، دونالدن، معماری اسلامی ایران در دوره ایلخانان، ترجمه عبدالله فریار، تهران، 1346.