‌صنعت توریسم ایران چاره ای جز جلب گردشگر غربی ندارد زیرا کشورهای مسلمان که به عنوان هدف جذب گردشگر به ایران مطرح می شوند، در جدول کشورهای گردشگر فرست جهان که توسط سازمان توریسم جهانی ارائه شده، هیچ جایی ندارند. 


 

بنابه دلایل متعددی اقتصادی و فرهنگی، صنعت توریسم جهانی به رغم میل و خواست ما بر دوش کشورهای غربی یعنی آلمان در درجه اول، ایالات متحده امریکا در درجه دوم و سپس انگلیس در درجه سوم استوار است. ضمن اینکه به جز نام ژاپن دیگر کشورهای پیشرو در اعزام گردشگر یا به اصطلاح؛ کشورهای گردشگر فرست دنیا را هم کشورهای غربی تشکیل می‌دهند.

بنابه گزارش سازمان توریسم جهانی پس از کشورهای آلمان، امریکا و انگلیس که به ترتیب بیشترین تعداد توریسم را به مقاصد گردشگری جهان اعرام می کنند، ژاپن، فرانسه و ایتالیا نیز بالاترین درصد را دراین زمینه به خود اختصاص داده اند.

براساس همین گزارش سهم شش کشور نخست اعلام شده در بازار جهانی گردشگری به ترتیب 11.2 درصد، 10.4 درصد،8.9 درصد ،6 درصد، 4.5 درصد و 3.2 درصد در سال 2004 برآورد شده است.

بنابراین روشن است که طبق همین بررسی ها که توسط متخصصان گردشگری و برپایه آمارهای موجود صورت گرفته، رونق توریسم در کشورهای مختلف جهان، همچنان برپایه سفر اتباع و سرمایه کشورهای غربی استوار است. به این معناکه سایر کشورها برای جذب گردشگر و درآمد حاصل از آن، همچنان باید درپی جلب گردشگری غربی باشند درنهایت رونق صنعت گردشگری درایران راه دیگری جز تامین نیازها و استانداردهای غربی برای جلب این گردشگران ندارد.

 مطالعات انجام شده توسط سازمان توریسم جهانی میزان اعزام گردشگر به خارج از کشورهای مبدا را طی سه سال متوالی از 2001 تا 2004 بررسی کرده است اما از این میان در ارقام ارائه شده مربوط به سال2004 سهم سرانه هر آلمانی در این زمینه حدود 861 دلار امریکا و سهم سرانه هر امریکایی، 224 دلار و سهم سرانه گردشگر اعزام شده از انگلستان 938 دلار بوده است.

سهم سرانه سه کشور ژاپن، فرانسه و ایتالیا نیز به ترتیب در حدود 300 ، 474 و 354 دلار برآورد شده است.

براساس همین گزارش میزان سرمایه ای که در حوزه توریسم جهانی توسط این شش کشور در همان سال موردنظر سرمایه‌گذاری شده، به ترتبیب در حدود 71.0، 65.6 ، 56.5، 38.2 ،28.6 و 20.5 میلیارد دلار امریکا اعلام شده است. 

دراین جدول هیچیک از کشورهای مسلمان اعم از عرب و غیرعرب مقامی نداشته اند به این معنا که این کشورها در جذب توریسم خارجی و درآمد آن همچنان باید به ایجاد جاذبه و تامین نیازها و استانداردهای توریستی اتباع پنج کشور غربی و ژاپن ادامه دهند.

این درحالی است که برخی مقامات و مسئولان کشور گاه در بررسی مسائل و موانع جذب گردشگر خارجی به ایران و رکود تقریبا کامل این صنعت در کشور به رغم اعلام سیاستهای رشد گردشگر و تمایل به کسب درآمدهای ملی حاصل از آن اظهار می کنند که ایران الزاما نیازی به جذب گردشگر غربی ندارد.

این مسئولان ازجمله محمدجواد آریان منش، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس(در برنامه بدون حاشیه از شبکه دوم سیما به تاریخ 4 دی ماه 86 ) جذب صدها گردشگر شیعه را به اماکن زیارتی کشور به عنوان جایگزین مطرح می کنند.

درحالیکه گردشگران شیعه و حتی مسلمان عمدتا متعلق به کشورهایی هستند که چه از نظر فرهنگی و چه از نظر مالی و اقتصادی فاقد درآمد و ثروت کافی برای تزریق درآمد به کشورهای دیگر ازجمله ایران هستند. 

جالب است که کشور چین نیز که به عنوان یک کشور آسیایی در این جدول ثبت شده برخلاف شش کشور نخست جدول، کمترین سهم سرانه را در حوزه گردشگری خارجی داشته است. به این معنا که با حداقل سهم سرانه یعنی 15 دلار امریکا بیشترین تعداد گردشگر را به مقاصد مختلف گردشگری جهان فرستاده و در حدود 3دهم درصد در کل بازار گردشگری جهانی سهم داشته است.

 دولت چین اساسا سیاست جذب گردشگر دارد. با توجه به شرایط اقتصادی و فرهنگی این کشور طبیعی است که برخلاف کشورهای غربی و ژاپن، در زمینه اعزام گردشگر به کشورهای دیگر حاضر به پرداخت هیچ گونه هزینه‌ای نیست.

کشور هند سومین کشور غیر غربی دراین فهرست است که در پایین ترین مرتبه این جدول قرار گرفته و در واقع بیست و پنجمین کشوری است که تنها با 5 درصد سهم سرانه در اعزام گردشگران آسیایی، پس از ژاپن و چین بیشترین تعداد از اتباع خود را به کشور های مختلف جهان اعزام کرده است.

در این فهرست علاوه بر ژاپن، چین و هند کشورهای هنگ کنگ(چین)، کره جنوبی و سنگاپور و تایوان دیگرکشورهای غیر غربی(و البته غیرمسلمان) هستند که دراین زمینه سهم داشته اند که عمدتا در ردیف های انتهایی 25 کشور ثبت شده در این جدول قرار گرفته اند.

بنابراین رونق صنعت توریسم در ایران بدون جلب گردشگر غربی چیزی بیش از یک شعار و دربهترین حالت چیزی فراتر از یک آرزو نخواهد بود.

شاید چنین راهکاری برای رونق صنعت گردشگری ایران مستلزم هزینه ای باشد که ازنظر برخی مسئولان و سیاستگزاران کشور مقرون به صرفه نیست. دراین صورت طرح شعار گسترش توریسم درنهایت تنها به معنی گسترش توریسم داخلی است که روشن است توریسم داخلی نیز صرفا جنبه آموزشی دارد و فاقد هرگونه درآمد اقتصادی است و بیشتر نوعی انتقال درآمد ملی از یک جیب به جیب دیگر است که هیچ ارزش افزوده ای درپی ندارد.

درواقع توریسم داخلی نه تنها هیچ گونه درآمد ملی درپی ندارد بلکه به دلیل خسارت ها ی ناشی از مصرف انرژی، تردد، تخریب و استهلاک تجهیزات و آلودگی های زیست محیطی ناشی از فقدان آموزش مستمر و فقدان فرهنگ گردشگری در مردم ازیک سو فقدان تخصص در متولیان گردشگری و گردانندگان مراکز گردشگری، تاکنون نیز هزینه هنگفتی را بر اقتصاد کشور تحمیل کرده است.

در جدول ارائه شده توسط سازمان توریسم جهانی، هیچ یک از کشورهای مسلمان اعم از عرب و غیرعرب به رغم امکانات مالی و اقتصادی حاصل از درآمدهای نفتی، هیچ مقامی نداشته اند. این به این معناست که این کشورها نیز همچون ایران، بیشتر درصدد جذب درآمد گردشگری به کشور خود هستند و صدور درآمد به کشورهای دیگر زیانی اقتصادی برای این کشور ها تلقی می شود.

علاوه براین روشن است که کشورهای مسلمان خود به عنوان رقیبی برای ایران درصدد جدب گردشگران غربی اعم از مسلمان و غیرمسلمان به کشور خود هستند. درنتیجه امکان یا تمایل چندانی به اعزام گردشگر به دیگر کشور های جهان ازجمله ایران ندارند. بلکه به عکس کشورهای مسلمان اعم از عرب یا غیرعرب درصورت تمایل به حفظ تراز بازرگانی خارجی و رونق صنعت گردشگری خارجی، همچنان باید به ایجاد جاذبه و تامین استانداردهای توریستی برای کشورهای غربی و  ژاپن در کشور خود ادامه دهند تا بیشترین تعداد گردشگر غربی و درآمدحاصل از سفر اتباع کشورهای ثروتمند غربی یا ژاپن را به کشور خود جذب کنند.

نکته نگران کننده دراین زمینه آن است که حتی همان میزان گردشگری که سالانه از ایران به کشورهای مسلمان نظیر سوریه، ترکیه و عربستان و عراق می روند؛ از این کشورهای نه چندان ثروتمند مسلمان؛ به ایران جذب نمی شوند.

بنا براین جای سوال است که در ازای تعداد کثیر گردشگر سالانه ایران لااقل ازهمین کشورهای مسلمان چه تعداد گردشگر به ایران می آیند و علاوه براین تنها ورود گردشگر به کشور کافی نیست بلکه ورود گردشگری قابل توجه است که با تمکن مالی مناسب توان و علاقه لازم برای خرید و پرداخت هزینه های لازم حین اقامت در ایران را داشته باشد. درحالی که گردشگران اندک این کشورها یا حتی کشورهای غیرعربی نظیر چین و هند، عمدتا به دلایل فرهنگی و فقر اقتصادی حداقل هزینه ها را با استفاده از خدمات ارزان قیمت گردشگری در کشورمان پرداخت می کنند  یا از برخی تسهیلات گردشگری موجود صرف نظر می کنند.

درحالی که در مقابل به گفته متخصصان سالانه 4 برابر همان میزان گردشگری که به ایران وارد می شود، از ایران خارج می شود که عمدتا به کشورهای سوریه، ترکیه، عربستان (با توجه به انواع تسهیلات موجود برای حج عمره)و در سالهای اخیر کشور عراق رفته و مقادیر هنگفتی سود حاصل از گردشگری را نصیب مقاصد گردشگری و درآمد ملی این کشورها می کنند. 

جدول اعلام شده توسط سازمان توریسم جهانی در نشانی زیر قابل دسترسی است:

 

 

http://unwto.org/facts/eng/pdf/indicators/Top%20Spenders.pdf