برای بقاء در صحنه رقابت شناسایی مشتریان و خواسته آنان یک اصل اساسی و دیرینه است.

 

آنها باید بتوانند این مشتریان بالقوه رااز محصولات و خدمات خود آگاه سازند ، آنها را متقاعد و به آنها تلقین کنند که بنفع شان است که به صورت مشتریان واقعی آنهادر آیند ، یعنی به محل ها و مقاصد مورد نظر که با همین هدف تدارک دیده شده است ، مسافرت کنند ، بلیت برای بازدید از چنین مکان هایی خریداری کنند و ... به معنای دیگر بازاریابی در صنعت جهانگردی به این امور مرتبط می شود


بطور معمول در کشورهای مختلف که از فعالیت های جهانگردی بنحوی سود می برند ، برنامه ریزی توسط سازمان های ملی جهانگردی و توریسم شکل می گیرد و بخش خصوصی بعنوان مجری ، بخوبی از عهده کار بر می آید ، در چنین جوامعی است که باید بر سر جلب نظر مسافران جدید رقابت کنند و در فرایند بازاریابی خود به گروههای فرهنگی خاص نیز توجه نمایند و همواره بر جذابیت های ویژه محصولاتی که عرضه می کنند تاکید نمایند.

 

موفقیت سازمان های خصوصی فعال در گردشگری در گرو بازاریابی اثر بخش و عرضه خدماتی جالب در امر جابجایی مسافر ، اسکان و تغذیه آنان است بگونه ای که در طی ارائه برنامه ، مسافران همواره احساس لذت ، شادی و رضایت داشته باشند.

 

در عرصه جهانگردی شیوه های مختلفی برای انجام امور بازاریابی بکار گرفته می شود ، این امر به طرق گوناگون و با استفاده از علوم و فنون مختلف انجام می گیرد و همانطور که در دیگر فنون نیز راه برای ارائه راهکارهای نوین باز و خلاقیت در آن حرف اول را می زند در امر بازاریابی ، تنوع و تکثر در شیوه های بازاریابی و همچنین ابتکار عمل نقش غیر قابل انکار و منحصر به فرد دارد.

 

در دوره خاصی که این روزها جهان بواسطه نگرانی های مالی  با بحران فزاینده اقتصادی روبروست استفاده ازظرفیت جهانگردی برای نیل به هدف های غایی بشر منطقی و به واقعیت نزدیک است اما بدرستی تولید محصول جهانگردی – هر چه می خواهد باشد – با قیمت پائین تر و راندمان بالاتر – صرفاً برای آنکه در صفحه رقابت باقی بماند – امروزه بیش از هر چیز دیگری مهم و لازم و ضروری می نمایاند.

 

در جهان امروز استفاده از ظرفیت های جهانگردی در گستره زمانی کاملاً حیاتی به نظر می رسد  و از این روست که اغلب مدیران و دست اندرکاران صنعت گردشگری بدون ایجاد هر گونه تغییر در نوع جنس و فعالیت خود صرفاً ارائه برنامه ها و پکیج های قدیمی کهنه و همیشگی خود را به منزله حضور در بازار رقابت می دانند و همینکه در این بازار می توانند همان پکیج ها را ارائه کنند را نوعی موفقیت و پیروزی می انگارند صرف نظر از آن که باید بپذیرند در شرایط جدید نیازها و خواسته های مشتریان تغییر یافته و می بایست به این مهم توجه نمایند.

 

رقابت و جهانگردی:

با رشد پدیده رقابت در سطح جهان ، مفهوم بازاریابی تا حدی گنگ و نامفهوم شده است ، بازاریابی در برابر تقاضای مصرف کننده و جایگاه شرکت در صحنه رقابت از خود واکنش نشان می دهد .چنین وضعی ایجاب می کند که شرکت ها بتوانند رضایت مشتری را جلب کرده و فعالیت های خود را بگونه ای تفکیک کنند که بتواند کالاها و خدمات را ، بدان گونه که مورد نظر مشتری است و سودآور هم باشد ، تولید و عرضه کنند .چنین فلسفه ای بیانگر این مطلب است که موفقیت شرکت تنها در این نیست که ازخواست و نیاز بازار مورد هدف آگاه شود بلکه باید بتواند ، در مقایسه با شرکت های رقیب ، این محصولات و خدمات را به صورتی اثر بخش و با راندمانی بالا ارائه دهد.

 

در هر حال در قرن بیست و یکم و در سال های پایانی اولین دهه قرن جدید بازاریابی ها استوار بر اقدام متقابل و حفظ اصول اجتماعی پیش می رود و از رفتارهای سبک سرانه اواخر دهه هفتاد میلادی که فروش بیشتر بر اساس هر نوع سلیقه و حتی با هدف کلاه گذاشتن بر سر مشتری نیز همراه بود خودداری می شود ، در حال حاضر مقصود از بازاریابی تصمیم گیری درباره محصول و این که در جهت تنوع بخشیدن به آن تاکید بر بهبود وضعیت جامعه و مصرف کننده توجه و تکیه جدی صورت می گیرد انجام می شود . در حال حاضر حفظ محیط زیست به ویژه هوای پاک و ارائه مطلوب خدمات اجتماعی ، حفظ آرام رشد جمعیت و توجه به منابع و زیر ساخت ها مورد توجه بازاریابی است.

 

مثلاً در شرکت های هواپیمایی ، قرار دادن صندلی هایی در ردیف های خاص و بطور مشخص در انتهای هواپیما برای افراد سیگاری و یا حتی عدم اجازه استعمال هرگونه دخانیات در طی ساعات پروازی جزو برنامه های لاینفک ایرلاین ها قرار می گیرد . حتی اگر خط هوایی خاصی بعد از بررسی به این نتیجه برسد که از منظر بازاریابی این رویه صحیح نیست و بر پیکره درآمدی آن خدشه وارد می آورد اما به جهت اهمیت حفظ محیط زیست ، آن را در دستور کار قرار می دهند . نمونه این روند در بسیاری از هتل ها و مراکز گردشگری دنیا رواج یافته و به رکنی اساسی در چرخه بازاریابی آنها تبدیل شده است .

 

اصولاً از آنجا که در صنعت جهانگردی بین "محصول" و "خدمت" تفاوت های عمده ای وجود دارد ، بازاریابی محصول تغییر مفهوم داده و به بازاریابی خدمات تبدیل شده است و از این جهت دارای ویژگی های منحصر بفردی است .