اکوتوریسم‌ یا توریسم سبز، گردشگر را قادر می‌ سازد تا به آسانی در خصوص محیط طبیعی اطرافش بداند. بر اساس تحقیقات جدید دانشگاه آریزونا، اکوتوریسم در بسیاری از موارد برای اقتصاد محلی سودمند بوده است. اما چگونه می ‌توان بر روی روش‌ ها و گرایشهای توسعه اکوتوریسم سرمایه‌ گذاری کرد؟/ گروه دانش و فناوری 


چالش ‌های پیش ‌روی اکوتوریسم را می‌ توان به دو دسته چالش‌ های زیست محیطی و چالش‌ های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تقسیم کرد. از مهم ‌ترین عواملی که روی هر دو دسته تأثیرات عمیقی دارند، برنامه‌ ریزی صحیح و فرهنگ ‌سازی همه ‌جانبه است. فرهنگ سفر جمعی در قالب تور ، با بهره‌ گیری از تخصص شرکت‌ های مجری هنوز در ایران نهادینه نشده است. مردم کشورهای توسعه ‌یافته به سفرهای جمعی سازمان ‌یافته و استاندارد بها می ‌دهند و برای سفرهای کوتاه ‌مدت آخر هفته و سفرهای دراز مدت فصلی یا سالیانه خود از شش ماه یا حتی یک سال قبل برنامه ‌ریزی می ‌کنند و حتی پس‌ انداز مخصوص سفر دارند ؛ زیرا می ‌دانند سفر در کنار لذت‌ بخش بودنش، ارزش‌ ها و ابعاد جدیدی به شخصیت آن‌ ها اضافه می‌ کند و از این رو حاضرند هزینه‌ هایش را هم بپردازند.
گردشگران بسیاری به ‌تدریج از سفرهای صرفاً تاریخی در مسیرهای تکراری، فاصله گرفته و به طبیعت ‌گردی در مسیرها و مناطق بکر و تازه، روی آورده است. تجربه دنیاهای تازه و شگفت‌ انگیز، آشنایی و حتی همزیستی کوتاه‌ مدت با مردم و فرهنگ‌ های گوناگون، انرژی گرفتن از طبیعت و غوطه‌ ور شدن در دنیای ژرف آن، از نیازهای جدی انسان امروز است و هم از این روست که طبیعت‌ گردی با همه جلوه‌هایش حرکتی نو در جهان است . اما سفر در ایران با این که در فرهنگ و ادبیات مردم ریشه‌ ای قدیمی دارد، هنوز در مرحله سفرهای تاریخی باقی ‌مانده و در آن نیز به لحاظ بهره ‌مندی از تخصص و استانداردهای لازم ، نوپا است و بدیهی است تا طبیعت‌ گردی جدی و تخصصی فاصله‌ ای قابل توجه دارد . فرهنگ‌ سازی می‌ تواند به تسریع روند مثبت تحولات سفر کمک کند ؛ کاری که می‌ بایستی نه فقط در سطح رسانه‌ ها برای عموم ، بلکه در سطح کتاب‌ های درسی ابتدایی و قبل از آن، انجام شود .
از مهمترین مزایای سفر جمعی در قالب تور، استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت برگزار کننده، جلوگیری از اتلاف وقت ، امنیت بیشتر، سرعت بالاتر و حتی هزینه کمتر است. به همه اینها باید بهره ‌مندی از فضای ارتباط جمعی دوستانه، آشنا شدن با انسان‌ های هم ‌فکر و هم‌ سلیقه و همچنین یادگیری و تاثیرپذیری نسل‌ ها از یکدیگر را اضافه کرد. در ایران چنین جا افتاده که گویی هزینه سفر با تور، بالاتر از سفر شخصی است ؛ در حالی که اگر نیک بنگریم جمع هزینه‌هایی که ما در سفرهای شخصی‌ مان بابت نداشتن اطلاعات و تخصص ، اتلاف وقت ، بهره‌مندی ناقص از سفر و دیدنی‌ های آن، خستگی و بالا رفتن ضریب خطر در رانندگی یا خطرات ناشی از حضور ناآگاهانه در طبیعت و ... می ‌دهیم، خیلی بیشتر از هزینه ‌ای است که برای یک تور استاندارد و تخصصی پرداخت می ‌کنیم. ضمن آن که بها ندادن به استاندارد سفر همیشه و لزوماً ناشی از مشکل مالی نیست ؛ بسیار دیده ‌ایم صاحبان ماشین‌ های مدل بالایی که در کنار خیابان چادر زده‌ اند. به طور کلی این نگاه در کشور ما وجود دارد که باید برای همه چیز هزینه کرد، الا سفر. سفر به هر صورت ، باید ارزان تمام شود. اما این دیدگاه فقط در مورد سفرهای داخلی ملاحظه می شود؛ در حالی که مردم برای سفر خارجی ، خیلی راحت هزینه می‌ کنند. از دلایل تفاوت یاد شده، این است که مردم ما به دیدنی‌ ها و ارزش ‌های طبیعت اطراف و جامعه خودشان بهای کافی نمی ‌دهند و یا در واقع آنها را نمی‌ شناسند. با یک مقایسه ساده بین تور پنج روزه بیابان لوت و کلوت‌ های ما و تور نیم روزه صحرای دوبی ، موضوع روشن‌ تر می ‌شود . در سفر بیابان لوت و کلوت‌ ها، شما از یکی از جاذبه‌های منحصر به فرد بیابان‌ های دنیا بازدید می‌ کنید و در طول پنج روز از تمامی خدمات تخصصی شامل راهنمایی ، اقامت ، حمل‌ و نقل ، پذیرایی کامل در کلیه وعده‌های غذایی ، برقراری امنیت در محیط‌های طبیعی و ... بهره‌مند می ‌شوید و ضمن آن اطلاعات علمی کافی هم دریافت می‌ کنید . هزینه چنین سفری در سال گذشته ، برابر 175000 تومان بود ؛ در حالی که تور کمتر از یک روزه صحرای دوبی که در طول آن کار خاصی هم ، بجز چرخاندن مردم با ماشین‌ های فورویل بر روی تپه‌های ماسه‌ ای و در نهایت بر پا کردن رقص و دستی در آخر شب نمی‌ کنند ، حدود 100 هزار تومان قیمت دارد . تا زمانی که مردم ما ارزش جاذبه‌های کشور خود را نشناسند ، موازنه آمار جهانگردی در کشور ما منفی خواهد بود . بدیهی است تصحیح این دیدگاه‌ها ، نیاز به فرهنگ ‌سازی عمیق و برنامه ‌ریزی شده دارد.
چالش دیگر، آگاهی جوامع میزبان نسبت به ارزش جاذبه‌های طبیعی، فرهنگی و تاریخی خود است . آن‌ها باید به این جاذبه‌ها مانند یک دارایی نگاه کنند. در غیر این صورت، خودشان با دست خودشان آن‌ها را نابود می ‌کنند ؛ درخت‌ های با ارزش را می‌ برند، زباله می ‌ریزند، چشمه و رودخانه را آلوده می ‌کنند، گوزن ‌هایشان را می‌ کشند ، گلزارها و مراتع را لگدمال می‌ کنند، روی دیوار قلعه قدیمی شعار می‌ نویسند و بالاخره خانه و باغچه‌هایشان را آباد نمی‌ کنند و ... و همه این‌ ها یعنی ضربه به منابع اکوتوریسم و توسعه پایدار. برگزاری کلاس‌ های آموزشی ، تشویق و دادن جایزه، جمع‌ آوری اطلاعات بومی ‌ها در قالب پروژه‌ های تعریف شده، دادن تسهیلات به مردم جوامع میزبان برای تجهیز امکانات پذیرایی و اقامت و... از جمله راهکارهای زیبایی است برای نهادینه کردن تدریجی حفاظت از محیط ‌زیست، منابع اکوتوریسم و ارزش‌ های فرهنگی و تاریخی جوامع و در نهایت توسعه پایدار.
از سوی دیگر فرهنگ ‌سازی بی ‌رویه در زمینه معرفی جاذبه‌ های طبیعی و رفتن به طبیعت ، بدون تأکید بر استانداردهای توریسم مسئولانه، روش صحیح حضور در طبیعت با استفاده از تخصص و اطلاعات شرکت‌ های مجاز و متخصص در طبیعت ‌گردی، خود موجب آلودگی‌ های زیست محیطی، ضربه به منابع اکوتوریسم و حتی خطر آفرینی برای توریست‌ ها می ‌شود.
از مهم ‌ترین چالش‌ ها نداشتن برنامه ‌ریزی کلان، فقدان طرح جامع اکوتوریستی در سطح کشور و نداشتن تبلیغات اصولی است. مسیر‌های اکوتوریستی در ایران، با این همه وسعت و تنوع، هنوز شناسایی و تدوین نشده ‌اند و به دلیل این ناشناختگی، آن ها را تبلیغ هم نمی ‌توان کرد. در نتیجه یا تبلیغ نداریم یا اگر هم داشته باشیم، سازمان یافته و هدفمند نیست و معمولاً منجر به هجوم بی ‌رویه مردم به این مناطق می شود. نمونه بارز این امر بلایی است که بر سر تنگه واشی آمده است. برای مثال حتی در مورد تنگه واشی که با هجوم جمعیت و تخریب روز افزون رو بروست ، چنانچه مردم منطقه آموزش ببینند، در صورت سپردن مدیریت اکوتوریسم منطقه به دست آن‌ها و سهیم کردنشان در منافع حاصل از آن، خود روش‌ های جدید و منطقی حفاظت از محیط زیست و جاذبه‌های طبیعی و فرهنگی منطقه را طراحی و پیاده خواهند کرد و مانع آسیب به منطقه خواهند شد.
در اثر عدم شناسایی مناطق اکوتوریستی و بها ندادن به آنها ، زیرساخت ‌های لازم در این مناطق نیز ایجاد نمی ‌شود . در حال حاضر بجز در بعضی مسیرهای معروف مانند دماوند و علم کوه و ... ، در بسیاری از مسیرها نقشه و تابلوی راهنما، بروشور ، پست امداد رسانی ، سیستم هوایی نجات ، سرویس ‌های بهداشتی ، امکان باز گرداندن زباله، وسایل ‌نقلیه برای حمل افراد یا چهارپایان برای حمل‌ و نقل بار ، امکان اقامت ، امکان پذیرایی و تهیه غذای گرم و سالم ، راهنمای متخصص و ... وجود ندارد . در نتیجه بار فراهم کردن تمامی این امکانات، از مبدأ تا مقصد، با صرف وقت، انرژی و هزینه‌های سنگین‌ تر بر دوش شرکت مجری تور طبیعت است و این در حالی است که برخی مردم فکر می‌ کنند چون به هتل نمی ‌روند ، برای مثال باید تور طبیعت گردی بیابان لوت را ارزان تر از تور شهرگردی اصفهان یا شیراز بخرند .
چالش مهم دیگر، فعالیت دفترها و گروه‌های غیر مجاز یا مجاز غیر متخصص در زمینه طبیعت‌ گردی است. در درجه اول متولیان دولتی جهان ‌گردی و محیط‌ زیست نمی ‌توانند نظارتی بر کار این‌ گونه دفترها داشته باشند . آنها معمولاً توریسم مسئولانه را سرلوحه فعالیت‌ های خود قرار نمی‌ دهند و از آنجا که نمی‌ خواهند هزینه کنند ، جوامع محلی را به کار نمی‌ گیرند و در واقع هیچ درآمدی به منطقه تزریق نمی‌ کنند؛ در نتیجه مردم بومی هم تشویق نمی‌ شوند که منابع خود را حفظ کنند. بنابراین آنها نه‌ تنها به توسعه پایدار کمکی نمی ‌کنند، بلکه به آن ضربه هم می ‌زنند. از سوی دیگر به دلیل عدم ارائه خدمات تخصصی و رعایت نکردن استانداردها، موجبات نارضایتی توریست‌ها را فراهم کرده و گاه حتی امنیت آن‌ها را به خطر می اندازند. افزون بر این، آن‌ها از هر مسیری و به هر طریقی وارد طبیعت می ‌شوند؛ هیچ آموزش و اطلاعاتی به مسافران خود در زمینه حفاظت از محیط زیست و ارزش جاذبه‌های طبیعی نمی ‌دهند و در نهایت همه این‌ها موجب آلودگی و ضربه به محیط‌ زیست، منابع اکوتوریسم و اساساً فرهنگ سفر جمعی می ‌شود.
از دیگر چالش‌ ها، باید به کافی نبودن تعداد راهنماهای متخصص طبیعت ‌گردی نسبت به تقاضای موجود این گونه تورها و وسعت و تنوع جاذبه‌های طبیعی ایران اشاره کرد . از سوی دیگر معدود اکوتور لیدرهای آموزش دیده نیز ، اگر چه از نظر تئوریک اطلاعات قابل قبولی دارند ؛ از نظر عملی، برای حضور در طبیعت ، آمادگی بدنی ، مصمم بودن ، قاطعیت لازم و هدایت خود و گروه ، توانایی و کارآیی کافی را ندارند .
اجاره دادن منابع طبیعی و واقع ثروت ملی، مثل مراتع، جنگل ‌ها و حریم سواحل و صدور مجوز ساخت مجموعه‌های به اصطلاح تفریحی و اقامتی در این مناطق، معمولاًبه دلیل عدم نظارت قوی از سوی سازمان‌های ذیربط و عدم رعایت استانداردهای اکوتوریستی ، زیست محیطی و ویژگی‌ های ساخت‌ و ساز بومی ، بسیار مخرب و از مهمترین چالش‌ ها است که ضربه آن‌ها مستقیماً به منابع اکوتوریستی وارد می شود. نمونه‌های بارز این وضعیت در جنگل ها و مراتع ماسال و سواحل خزر مشاهده می‌ شود...