امروزه بر خلاف انتظار، تکنولوژی یک خستگی غیر قابل باوری را برای آدم‌ها به ارمغان آورده است.در کنار آن مشکلات شهری جدید مثل آلودگی محیط زیست،شلوغی و ترافیک آزار دهنده باعث شده اغلب مردم مخصوصا آنهایی که آگاه ترند محل زندگی خویش را یک جای دنج انتخاب کنند مثل روستاها که محل آرامش ،دارای آب و هوای پاک و آسمان آبی،محیط زیست سالم و محل بسیار مناسبی برای زندگی هستند.


به نظر می‌رسد این یک تصمیم درست و عاقلانه ای است.اگر انسان بخواهد بقای خویش را تضمین کند به ناچار باید تمام راههایی که او را به سیستم‌های طبیعی وابسته می‌کند کاملا درک کرده و شیوه زندگی متوازن و هماهنگ با کل محیط زیست را بیاموزد و ضمن بهره برداری از آن در حفظ و نگهداری آن بکوشد.

توسعه همه جانبه و زندگی شرافتمندانه امکان پذیر نیست مگر این که به ارزش‌های انسانی و فرهنگی توجه اساسی شود تا بتوان در کنار آن به یک الگوی ایده ال و مطلوب زندگی که دارای یک روند پویا است دست یافت.

افزایش مدام جمعیت،استفاده غیر منطقی از طبیعت،آلودگی،تسخیر منابع ملی و تخریب به بهانه ایجاد باغ شهر،استفاده بی‌رویه و بی‌مورد از منابع آبی و خاک ،سیاست‌های غلط و نبود قوانین حفاظتی جدی معضلات زیستی را دو چندان کرده است.
آنچه پیداست آگاهانه یا غیر آگاهانه ارزش طبیعت و حمایت از آن فدای مسایل اقتصادی شده و به علت استفاده بی رویه از طبیعت بکر ،آبخیزها و پوشش گیاهی و تخریب خاک که نقش اساسی در چرخه حیات دارد موجبات نابودی طبیعت خدادای را بوجود آورده است.

متاسفانه تخریب طبیعت و محیط زیست به سرعت انجام می‌گیرد و همانطور که اشاره شد معضلاتی همانند تولید مواد پلاستیکی، استفاده و رها کردن آن در دل طبیعت ،استفاده نا صحیح از طبیعت ،چرای بی رویه دام و نظایر آن طبیعت را زشت کرده است، طوری که آدم احساس می‌کند جبران آن دیر شده است.

بی سبب نیست که خاک مورد احترام پیشینیان قرار می گرفت.در حال حاضر بیش از هر زمانی آموزش صحیح حفاظت از محیط زیست از طریق مراجع رسمی و قانونی لازم است.یکی از این راهها توجه و پرداختن به مساله جهانگردی و توریسم است.
امروزه در دنیا پدیده جهانگردی که یکی از اشکال زندگی اجتماعی است با اهداف منطقی و با شتاب فراوان در حال شکل گیری است.

توریسم واژه ای است فرانسوی از ریشه تور گرفته شده است.عمل مسافرت کردن و طی مسافت نمودن و رفتن به جایی غیر از مکان همیشگی و متعارف زندگی،به منظور تفنن و لذت بردن است.

توریسم براساس تعریف سازمان جهانی توریسم به تمامی فعالیت‌های افرادی اطلاق می‌شود که به مکان‌هایی خارج از محیط عادی خود به منظور گذراندن ایام فراغت ،انجام کار و سایر هدف‌ها برای مدت کمتر از یک سال می روند.

به این ترتیب محدوده توریسم از مسافرت‌هایی که صرفا به منظور گذراندن تعطیلات و سپری کردن چند روز برای دیدار دوستان و آشنایان و بازدید از مناطق جذاب انجام می گیرد،بسی فراتر است.

توریست فردی است که بیش از یک روز و کمتر از یک سال در محل غیر از محل اصلی اقامت خود بماند.این تعریف سفرهای تجاری و بازرگانی را شامل می‌شود،اما سفرهای مرتبط با کارکنان نظامی،دیپلمات‌ها،مهاجران و دانشجویان را در بر نمی گیرد.البته به کسی که برای تجدید نیرو ، رفع خستگی و خود سازی از راه آشنایی با اقوام و ملل گوناگون و شناخت پدیده ای هستی به مسافرت می‌رود نیز توریست می گویند.

اکوتوریسم که از دو واژه اکولوژی و توریسم مشتق شده آن نوع توریسم است که با محیط‌های بکر و دست نخورده و همچنین نواحی حفاظت شده مرتبط می‌شود.طبق تعریف انجمن بین المللی اکوتوریسم ،اکوتوریسم سفر مسوولانه به محیط‌های طبیعی است که اهداف عمده آن حفاظت از منابع زیست محیطی و ارتقای سطح زندگی جوامع محلی است.

جهانگردی دارای انواع مختلفی است که با انگیزه‌های مختلف علمی ،مذهبی،ورزشی،ماجراجویانه،تفریحی و.... انجام می شود.

جهانگردی باعث ایجاد روحیه روشنفکری و تحول فکری می شود.جهانگردی می تواند کانون توجه را به مسایل مهم زیست محیطی معطوف کند و پایه گذار طرحی باشد که موجب حفظ و حراست از محیط زیست شوند.

جهانگردی قادر است توجه مردم را به نکات تازه ای جلب کند مثل تنوع گونه های حیوانات،نمونه های حیوانی و گیاهی بسیاری که در خطر انقراض هستند و همینطور مواردی که جهت حفاظت از محیط زیست لازم و ضروری است.

ما می دانیم که جان همه موجودات زنده بستگی به محیط زیست اطراف دارد اگر چاره درستی در این باره اندیشیده نشود و رهیافت مناسبی اتخاذ نشود بحران زیست محیطی بلا فاصله فرا می رسد.

اگر چه این مطلب تازه ای نیست ولی منظور این جانب از این نوشته نکات و موارد غم انگیزی بود که نسبت به محیط زیست و طبیعت در طول بررسی و شناسایی باستان شناختی مشاهده کردم و احساس کردم که بر خورد مناسبی با محیط زیست صورت نمی گیرد.

البته شاید هنوز هم این صحبت مورد تمسخر قرار گیرد ولی این خطر جدی است که ما را تهدید می کند.پرنده ها ،تالاب‌ها،جیرجیرک‌ها،کوهستان همه از دست بشر گله مندند.ای کاش حفاظت از محیط زیست و طبیعت اطراف به صورت یک شعار هر روزه در آید تا به درستی در ذهن‌ها بگنجد.هنوز هم بیشتر مردم قدر محیط زیست را نمی دانند و ندانسته مشغول تخریب آن هستند.